khat

انتشارات چیست

state: انتشارات چیست

smallicon وقتی بخواهید کتاب خود را منتشر نمایید این کار را به کمک یک انتشارات به انجام می رسانید. انتشارات چیست ؟ یک موسسه برای انجام کارهای مربوط به نشر کتاب می باشد. در یک انتشارات، مدیر و کارمندان با پیگیری های اداری در صدد نشر کتاب شما بر می آیند. وجود انتشارات بیشتر به این جهت بوده است که نویسندگان وقت خود را برای چاپ و نشر و فروش کتاب مصرف نکنند و چاپ کتاب خود را به متخصصان این رشته و به طور کلی انتشارات بسپارند

انتشارات کلمه عربی است یا فارسی

state: انتشارات کلمه عربی است یا فارسی

smallicon ممکن است برای شما این سوال پیش بیاید که واژه انتشارات از کجا نشأت گرفته است و اینکه انتشارات کلمه عربی است یا فارسی. انتشارات بر وزن افتعالات می باشد و یک کلمه عربی محسوب می شود. کلمه نشر نیز یک مصدر ثلاثی مجرد آن است. کلمه انتشارات اما جمع می باشد که با الف وتاء تانیث جمع بسته شده است. مثل کلمه اظهار که به صورت اظهارات جمع بسته می شود. مصدر است و با الف و تاء جمع بسته شه است البته لازم به ذکر است که کلمه انتشار که مصدر باب افتعال می باشد در زبان عربی با الف و تاء جمع بسته نمی شود و در زبان عربی کلمه ای با نام انتشارات وجود ندارد چه اینکه مصدر اساسا جمع بسته نمی شود به هر حال کلمه انتشارات که به ظاهر یک کلمه غلط می باشد نه فارسی است و نه عربی چون فارسی کلمه نشر به پخش معنا می شود و واژه نشر ریشه در لغت عربی دارد. در عربی نیز کلمه انتشار با الف و تاء جمع بسته نمیشود. جمع بستن با الف و تاء نیز از اختصاصات زبان عربی می باشد در کل در قاموس عربی کلمه انتشار را اینگونه معنا کرده است انْتِشَار: گسترده شدن و پراكنده شدن. فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ ... مفردات راغب نیز انتشارات را به این صورت معنا کرده: وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ- القصص/ 73 انْتِشَار شي‏ء- تصرف و مبادرت مردم عن نيازمنديها، عن آيه: انْتِشَار- التي ورم كردن عصب حيوان و چهارپاست، نَوَاشِر- رگهاى دست‏هاست زيرا گسترده و روشن إذا، ديده ميشود. در لسان العرب نشر به معنای بوی نیکو و انشر به معنای احیا ترجمه شده است. در این لغتنامه انتشار به معنای تفرق و جدا شدن آمده است در لغتنامه های فارسی انتشارات به معنای پخش کرده ترجمه شده اند. فرهنگ فارسی معین نوشته: ( ~.) (اِ.) 1 - مجموعة آن چه به وسیلة یک موسسة یا نهادی چاپ و منتشر می شود. 2 - مجموعه ای که در زمینة امور چاپ و نشر فعالیت می کند، ناشر. 3 - مؤسسه یا محل نشر و فروش کتاب . جِ انتشار. ظاهرا کلمه مذکور در فارسی قدیم مورد استعمال فارس زبانان بوده است که همان در فارسی امروزی نیست مورد استفاده قرار میگیرد معین اورده است: انتشارات و رادیو. [ اِ ت ِ ت ُ ی ُ ] (اِخ ) (اداره ٔ کل ...)، اداره ٔ کل انتشارات و تبلیغات در اواخر سال 1319 هَ .ش . تشکیل شد و اداره ٔ امور رادیو، آژانس پارس اداره ٔ آگهیها و اداره ٔ خبرنگاری را زیر نظر گرفت . در سال 1330 نام اداره ٔ کل انتشارات و تبلیغات به اداره ٔ کل انتشارات و رادیو تبدیل شد. از سال 1333 تشکیلات اداره ٔ نامبرده بتدریج توسعه یافت . این اداره زیر نظر معاون نخست وزیر یا یکی از وزیران اداره می شد تا اینکه وزارت اطلاعات تشکیل گردید و اداره ٔ انتشارات و رادیو باین وزارتخانه ملحق شد. (از فرهنگ فارسی معین ، اعلام ). به نظر نویسنده کلمه انتشارات واژه نادرستی است و بهتر است از واژه چاپ و پخش و یا واژه های معادل دیگر برای آن استفاده شود.

اولین انتشارات در ایران

state: اولین انتشارات در ایران

smallicon در کشور ما اولین انتشارات به نام هیچکس ثبت شده است و می توان اولین انتشارات اینجا را برای یک فرد نامعلوم در نظر گرفت. انتشارات امیرکبیر سال ۱۳۲۸ در ساختمانی در خیابان ناصر خسرو تهران فعالیت خود را آغاز کرد. البته در سال ۱۳۵۸، به حکم دادگاه انقلاب اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی موسسه‌ انتشارات امیرکبیر را تصرف کرد. اما قبل ازین انتشارات نیز افراد دیگری بوده اند که کتاب را منتشر می کردند. لکن مجوزی از وزارتخانه یا دولت مربوطه نداشته اند به نقل از ویکی پدیا ، صنعت نشر کتاب در کشور ما(که با صنعت نشر روزنامه تفاوت دارد)، قدمتی بیش از صد سال دارد و مرکزیت آن هم در تهران محسوس است. این امر تقریباً در تمام کشورهای دیگر نیز مصداق دارد و پایتخت کشورها مرکز تمرکز ناشران است. (تنها تفاوت در آمریکاست که شهر نیویورک مرکز کلیه ناشران مهم این کشور است). تاریخچه نشر در ایران در دوران قاجار به ویژه در دوران ناصرالدین شاه، کتابفروشانی با انتشار قرآن، شاهنامه و مثنوی، نقش ناشر را هم ایفا می‌کردند. نسل اول ناشران ایران، گرچه به‌طور عمده در نواحی بازار و تیمچه حاجب‌الدوله و بازار بین‌الحرمین و خیابان ناصرخسرو کار خود را شروع کردند، اما به علت گسترش شهر تهران، کتابفروشی‌های خود را به مقابل دانشگاه نیز توسعه دادند. از نام‌های مشهور نسل اول ناشران ایران، «علمی»ها و «رمضانی»ها هستند، انتشارات علمی، نام یکی از پرکارترین و مشهورترین ناشران نسل اول صنعت نشر کتاب در ای ران است. (چاپخانه متعلق به حاج محمدعلی در باغچه علیجان کوچه خدابنده‌لو قرار داشت که تقریباً تمام کارهای چاپی آنها را انجام می‌داد).[۱] میرزا علی‌اکبرخان خوانساری، جد «علمی»ها، در خوانسار به پیشه کتابفروشی اشتغال داشت. او به تهران می‌آید و در تیمچه حاجب‌الدوله کتابفروشی دایر می‌کند. پسر او، میرزا محمد اسماعیل، ابتدا با پدر، سپس به‌طور مستقل در خیابان ناصریه (ناصرخسرو بعدی) دکانی باز می‌کند و به فکر چاپ و نشر می‌افتد. اما اولین انتشارات ایران در چه فاصله زمانی کار خود را اغاز کرده است؟ این مطلب هنوز خیلی مشخص و معلوم نیست. با توجه به اینکه ناشران به صورت غیر رسمی کار چاپ و نشر کتاب را به صورت گسترده ای در کشور ماانجام می داده اند و اینان غیر از قران و کتابهای حافظ و مثنوی کتابهای حوزوی و مکتبخانه ای را در سطح گسترده ای منتشر می کرده اند، نمی توان ناشر مشخصی را برای زمان خاصی معرفی نمود.

اولین چاپخانه انتشاراتی در ایران

state: اولین چاپخانه انتشاراتی در ایران

smallicon اگر به دنبال اولین انتشارات در سرزمینمان می گردید شایسته است منظور و هدف خود را از سوال مشخص نمایید. اگر منظور اولین موسسه یا فردی است که مجوز انتشار کتاب را در کشورما از دولت وقت دریافت کرده است، که هنوز مشخص نیست کتابخانه ملی در سال 1315 کار خود را اغاز نموده است ولی هیچ لیستی از انتشاراتی های آن زمان که مشغول فعالیت بودند را منتشر نکرده است. حتی در حال حاضر نیز جمهوری اسلامی ایران هیچ لیست مشخصی از انتشاراتی های دارای مجوز یا اتمام مجوز به صورت شفاف و گویا منتشر نمی کند و وبسایت این وزارتخانه برای توضیح اطلاعات اولیه مورد نیاز مراجعین نیز دچار اشفتگی است اما کتابخانه ملی نیز این کار را انجام نداده است. ظاهرا اولین لیست از انتشاراتی های موجود در کشور به اهتمام خانبابامشار صورت گرفته است که در سال 1337 به تشویق شادروان سیدحسن تقی زاده این کار را انجام داده است اما اگر وجود یک چاپخانه را به عنوان اولین انتشارات در اینجا در نظر بگیرید و بعبارتی، اولین چاپخانه انتشاراتی ایران را به عنوان اولین ناشر قلمداد کنید، می بایست به دوران صفوی برگردید. نخستین چاپخانه به دوران صفویان بازمی‌گردد که کشیشان ارامنه در جلفای اصفهان با آن تعدادی دعا و ذکرهای مسیحی را چاپ کردند.[۲] در دوره حکومت نادرشاه افشار به گزارش دو سیاح خارجی جزوه‌هایی به لاتینی و عربی چاپ و پخش شد.[۳] اما این در دوران ولایت عهدی عباس میرزای نایب السلطنه است که صنعت چاپ به‌طور جدی آغاز و شکل می‌گیرد در واقع صنعت چاپ، برای ارامنه به عنوان متصدی اصلی در سرزمین فارسها و ترکیه و بقیه کشورها به عنوان اولین ها قابل ثبت شدن است. چه اینکه در اصفهان مسئول ارمنی‌های جلفای اصفهان، خاچاطور کساراتسی به همراه یک روحانی ( «سیمون») به لهستان سفر کرد تا به برخی از مشکلات جامعهٔ ارمنیان آن کشور بپردازد؛ در آنجا با چاپ کتاب اشنا شد. چون به جلفا آمد درصدد برآمد چاپخانه‌ای دایر نماید. بر این اساس، یکی از روحانیان را به اروپا گسیل داشت تا در این زمینه تحقیق کند. پس از بازگشت این روحانی، بر اساس توضیحات و مشاهدات وی و بدون دسترسی به تجربهٔ کافی، استادان ارمنی جلفا با همکاری خلیفه دست به کار شدند و تمامی وسایل چاپ از قبیل ماشین چاپ، حروف، کاغذ مرکب و غیره را با دست تهیه و اقدام به ساخت آن کردند. آن‌ها پس از یک سال و پنج ماه تلاش موفق شدند اولین کتاب را در این سرزمین چاپ کنند و این سرآغاز تاریخ چاپ ایران بود زمان فتحعلیشاه قاجار. عباس میرزا به دلیل استقرار حکومتش در تبریز و نزدیکی‌اش با عثمانی و با برخی از صنایع که در آن دیار به کار گرفته می‌شد، آشنا شد؛ علاوه بر آن، او خواهان پیشرفت‌های نظامی و سیاسی بود، به ویژه برای تعلیم و آموزش سپاه شکست خورده در جنگ‌های با روس و دیگر علوم لازم، به ضرورت رفع عقب ماندگی‌های محسوس در آن زمان؛ در این میان چاپخانه‌ای لازم بود که به انتشارات روزنامه و کتاب‌های آگاهی دهنده به ویژه کتاب‌های علمی اختصاص یابد. این مهم سرانجام با حمایت و پی‌گیری‌های او محقق شد. بدین ترتیب، او بنای نخستین چاپخانه‌ای را گذاشت که در ایران، به ‌زبان فارسی و با روش چاپ سربی، به نشر کتاب پرداخت. منبع: ویکی پدیا

کتابشناسی ملی

state: کتابشناسی ملی

smallicon کتابشناسی‌ ملّی‌ فهرست آثار مربوط به یک‌ کشور‌ یا‌ یک زبان را می‌دهد، اعم از آثار مکتوب یا دیداری و شنیداری.کتابشناسی ملّی ممکن است جاری یا گذشته‌نگر باشد. کتابشناسی ملّی‌ جـاری‌ شـامل‌ کـلیه آثار مکتوب اعم از کتاب، اسـناد، و مـدارک‌، جـزوه‌ها‌، (1).دانشجوی دوره دکترای کتابداری دانشگاه آزاد اسلامییایندها و سایر مواد دیداری و شنیداری است که در داخل یک کشور و در‌ زمان‌ معینی‌ مثلا سال، فصل، یـا مـاه جـاری منتشر شود.این کتابشناسی‌ معنولا توسط یک یـا چـند سازمان رسمی که طبق قانون دریافت‌کننده نسخ و اسپاری مدارک هستند به طور منظم‌ چاپ‌ یا‌ به وسیله ماشینهای الکـترونیکی ضـبط مـی‌شوند.کتابشناسی ملّی ممکن است آثار‌ مربوط‌ به یک کشور را نـیز که در خارج منتشر می‌شود در بر گیرد.تعریف یونسکو:در‌ هم‌ کرد‌ مستند و جامع مدارک منتشر شده در یک کشور کـه کـمنظما در فـواصل‌ معین‌ به‌ صورت چاپ شده یا شکلهای دیگر از قبیل فهرست بـرگه‌ای، یـا نوارهای مغناطیسی قابل‌ خواندن‌ با‌ ماشین و غیره، منتشر شود در ایران گرچه کتابخانه ملّی در سالهای 1315 به‌ بعد‌ تـأسیس و بـرقرار شـد، سیاهه‌های منظمی از انتشارات کشور تهیه و تدوین نشده است، حتی‌ امروزه‌ نیز‌ این مهم بـا وقـفه‌های طولانی انجام می‌گیرد، و بیشتر موارد نیز حاوی همه انتشارات کشور نیست‌. اوّلین‌ اثـری کـه بـه شکل کتابشناسی بر اساس کتابهای چاپی ایران تهیه شد‌، اثر‌ خانبابا‌ مشار است.ایـن اثـر گرچه از نوع کتابشناسیهای ملّی رسمی به حساب نمی‌آید، ولی تنها‌ سندی‌ است‌ که پوشـش زمـانی آن بـه آغاز صنعت چاپ و رواج آن در ایران‌ باز‌ می‌گردد.فهرست خانبابا مشار شامل منابع چاپی است که از آغـاز صـنعت چاپ تا‌ آخر‌ سال 1345 را به زبان فارسی می‌پوشاند.همان‌طور که احـسان یـارشاطر در‌ مـقدمه‌"فهرست مشار"به آن اشاره دارد، به‌ گونه‌ زیر‌ پرورانده شده است: در سال 1337 چاپ‌ اوّل‌ این فهرست بـه اهـتمام دانـشمند بلند همت و کوشا آقای خانبابا مشار، و تشویق شادروان‌ سید‌ حسن تقی‌زاده، و مـساعدت انـجمن فلسفه‌ و علوم‌ انسانی توسط‌ بنگاه‌ ترجمه‌ و نشر کتاب انتشار یافت و این نخستین‌ باری‌ بود که فـهرستی از ایـن نوع و به قصر اینکه شامل همه کتابهای‌ طبع‌ شده زبان فارسی بـاشد مـنتشر می‌شد‌. نگاه ترجمه و نشر کـتاب فـهارس انجمن کتاب برای سالهای 45-1333 مـشتمل بـر: الف.کـتابشناسی‌ ده‌ ساله‌(1333-1342)کـتابهای ایـران، تدوین ایرج افشار‌، بـا‌ هـمکاری‌ حسین‌ بنی‌آدم‌، طهران‌، انجمن کتاب، 1346؛ ب.کتابهای :سال 1343، مؤسس و مدون، ایرج افشار، با هـمکاری حـسین بنی‌آدم، تنظیم کننده فهارس:علی‌اکبر جـانا، طـهران، انجمن کـتاب، 1344؛ ج.کـتابهای ایـران:سال‌ 1344 مؤسس و ناظر، ایـرج افشار، تدوین حسین بنی‌آدم، انجمن کتاب، 1335؛ د.کتابهای :سال 1345، مؤسس و ناظر، ایرج افشار، تدوین حـسین بـنی‌آدم، طهران، انجمن کتاب، 1347؛ و ذیلی را که کـرامت‌ رعـنا‌ حـسینی در تـکمیل فـهرست مشار(مجموعه کـتاب‌شناسی‌های فـارسی و ایرانی شماره 4)به طبع رسانده بودند کلا در فهرست وارد کرد کتابها برای معرفی و گردآوری کتبی که در اینجا نشر می‌شود از سال 1333 شکل گرفت‌ و 13‌ دفتر‌ از این دست کتابشناسیها بـه چـاپ رسـید.نخستین دفتر به نام کتابشناسی‌ ایران‌ انتشار یافت که بـا توجه به اینکه در آن سالها حجم انتشارات از 500 کتاب‌ تجاوز‌ نمی‌کرد، دفتری کوچک بود که به ضمیمه مجله فـرهنگ ایـران زمـین در‌ 240‌ نسخه درآمد.در سال 1340 بخشی از‌ دفاتر‌ کتابهای‌ ایران در کتابخانه ملّی تهیه و تـدارک شـد‌ و در‌ همانجا نیز به چاپ رسید. در کتابخانه ملّی ایران مجموعه به نام انتشارات‌ ایران‌ نشر شده و تـکمیل گـردید.از‌ سـوی‌ دیگر با‌ توجه‌ به‌ مشکلات"واسپاری"، و موانع اهدای نسخه‌های کتاب‌ به‌ کـتابخانه مـلّی کـه آن را "سپرده قانونی"عنوان کرده‌اند، حسین بنی‌آدم سیاهه‌ای‌ کاملتر‌ از کتابخانه ملّی تهیه و تدارک‌ دیـد و بـر فـهرستهای انتهایی‌ آن‌ علاوه بر نام کتابها، نام‌ مؤلفان‌، نام ماشران، یک فهرست تحلیلی الفـبایی هـم افزوده گشت که تا شماره سیزده‌ نیز‌ تداوم یافت. همزمان با این‌ اقـدامات‌، ایـرج‌ افـشار کتابشناسی دهساله‌ کتابهای‌ سرزمین فارسها (1333-1343) را‌ که‌ در همکردی از کتابهای ایران و سایر کتابشناسیها بود منتشر ساخت. کتابشناسی‌ ملّی‌ و انتشار‌ کتابشناسی ملّی ایران‌ کتابخانه ملّی ایران از سال 1342 کار انتشار کـتابشناسی‌ مـلّی‌ را شروع کرد که دوره‌های زمانی‌زیر را در بر می‌گیرد. الف.از سال 1342 تا 1349‌.سالهای‌ 1347 و 1348 منتشر نشده است.این نشریه با عنوان کتابشناسی ملّی ایران‌-انتشارات‌ درآمد. ب.از سال 1349 تا 1356‌.ابتدا‌ به‌ صورت مـاهانه(1349)، و از 1350 تـا 1356‌ به‌ صورت فصلنامه انتشار یافت. ج.بعد از سال 1356 به علت مواجهه با مسائل‌ سیاسی‌ و دوران انتقالی حکومت، انتشار کتابشناسی‌ ایران‌ به تعویق‌ افتاد‌ و در‌ سال 1359 یک فصلنامه(تابستان 1357‌)و یک‌ مجلّد شش مـاهه(شـش مـاهه دوم 1357)منتشر گردید.شماره مربوط بـه‌ بـهار‌ 1357 در دسـترس نیست. د.کتابشناسیهای ملّی‌ سالهای 1358 و 1359 نیز‌ ادغام‌ و نخستین جلد آن(آ-ز)در سال‌ 1362‌ و جلد دوم(س-ی)در سال 1363 منتشر شد. وزارت ارشاد اسلامی، و پس از تغییر‌ نام‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فـهرست‌ مـاهانه‌ای‌ از‌ آثـار چاپی ایران‌ و بعدها‌ فصلنامه از این آثار‌ چاپی‌ را بـه نـام کتابنامه و پس از آن کتاب هفته (10)P} منتشر ساخت که این‌ نمونه‌ نیز راههای تکاملی پیموده و اینک شکل‌ رسمی‌"کتابشناسی"را‌ دارند‌. کلیه‌ نـشریات کـتابخانه مـلّی ایران‌ و وزارت ارشاد اسلامی از رده‌بندی دیویی متأثر هستند و در ثبت اطلاعات کـتابشناختی نیز قواعد آنگلو‌-آمریکن‌ را(در حد متعارف)رعایت می‌کنند‌. از‌ سال‌ 1361‌ تحولی‌ در کتابشناسی ملّی‌ ایران‌ به وقوع پیوست، ولی همچنان دچـار هـمان مـشکلات و موانع پیشین است: 1.کتابشناسی ملّی ایران فهرستی از‌ کتابهای‌ دریافت‌ شده کـتابخانه مـلّی است و کلیه انتشارات ایران‌ را‌ در‌ بر‌ نمی‌گیرد‌. 2.این کتابخانه یک کتابخانه ذخیره‌ای برای انتشار کشور نـیست و طـبیعتا کـتابشناسی ملّی ایران به منزله"حافظه ملّی"نیست. 3.روابط این کتابخانه و نـاشران هـمچنان در سـطح نازلی‌ قرار دارد و یک رابطه ملموس نیست. 4.انتشارات دولتی نیز در کتابشناسی ملّی ایران جای نـدارد و پارهـ‌ای از آنـها فهرست نشده است. 5.با آنکه کتابخانه ملّی ایران، در سطح استانها نیز‌ نمایندگیهایی‌ دارد، از اطلاعات کـتابشناسی آثـار منتشره در استانها و شهرستانها در کتابشناسی ملّی ایران دیده نمی‌شود. در تنظیم کتابشناسی ملّی ایران مـی‌توان بـه مـوارد زیر اشاره داشت: این کتابشناسی بر‌ اساس‌ نظام رده‌بندی دیویی و با استفاده از ویرایش هـجدهم آن تـنظیم شده و در بخشها و زمینه‌های مربوط به دین اسلام، تاریخ ایران، جغرافیای ایران و ادبیات‌ فـارسی‌ از گـسترشهای مـنتشر شده توسط‌ مرکز‌ خدمات کتابداری استفاده شده است. در هر مدخل اطلاعات کتابشناختی به نحوی کـه در مـنبع در دست فهرست ظاهر شده ثبت گردیده و در پایان‌ فهرست‌ اعلام که شامل فـهرست‌ نـام‌ کـسان و مؤسسات، عناوین کتابها و نام ناشران است کار استفاده را تسهیل می‌کند. ذکر این نکته ضروری اسـت کـه تـنظیم و تدوین کتابشناسی سال 1361 و همچنین سال قبل از آن(1360)به‌ صورت‌ کار گروهی سنگین و فـشرده‌ای تـوسط بخشهای فهرستنویسی و کتابشناسی این کتابخانه در کمتر از سه ماه تابستان 1362 به انجام رسید و شتابی که بـرای عـقب ماندگیها در تنظیم آن به‌ کار‌ رفت متأسفانه‌ در پاره‌ای موارد منجر به کاستیهایی شـده اسـت که ضمن پوزش به آن اشاره می‌شود. از جمله‌ مـواردی وجـود دارد کـه یک کتاب بیش از یک بار و در‌ دوره‌ مـختلف‌ ثـبت شده است. همچنین امکان دارد نام یک فرد یا سازمان واحد در محلهای مختلف بـه صـورتهای ‌‌گوناگون‌ آمده باشد که ایـن نـقص از استناد بـه مـنابع در دسـت فهرست و عدم‌ استناد‌ به‌ مستندهای مـوجود و مـستندسازی، که منجر به یکدستی نامها می‌شوند، ناشی شده است. در اینجا لازم‌ اسـت اشـاره شود که بهره‌گیری از استانداردهای جهانی، تـدوین کتابشناسی ملّی و در انداختن‌ طـرحی نـو برای کتابشناسی‌ ملّی‌ ایران بـر عـهده کتابشناسی ملّی ایران سال 1362 محول شده و این کتابشناسی که مراحل نهایی تنظیم خـود را مـی‌گذراند با تغییر شکل کامل ارائه خـواهد شـد. در مـقدمه کتابشناسی سال 1362‌ پارهـ‌ای نـکات مهم به چشم مـی‌خورد کـه از روی آن رونویسی و در اینجا ارائه می‌گردد: در مقدمه کتابشناسیهای مربوط به سالهای 1360 و 1361، این کتابخانه اعلام داشته بـود کـه دست‌اندرکار‌ در‌ انداختن طرحی نو برای ارائه کـتابشناسی مـلّی است و ایـن مـهم را از سـال 1362 آغاز خواهد نمود.هـدف از این طرح چنانچه ملاحظه می‌شود، ارائه کتابشناسی به صورت کامل و فهرستنویسی‌ شده‌ و بر طبق آخرین ضـوابط و اسـتانداردهای پذیرفته شده جهانی و به ویژه خـط مـشی پیـشنهادی یـونسکو اسـت. برای حصول بـدین مـنظور، همزمان با تدوین کتابشناسیهای سال 1360 و 1361، مطالعاتی برای تنظیم‌ کتابشناسی‌ ملّی سال 1362 صورت گرفت.از جمله کتابشناسیهای مـعتبر جـهان، و سـنت تدوین کتابشناسی و فهرستهای ایرانی و اسلانی بررسی شـد و دسـتور العـمل یـونسکو بـرای‌ سـازمانهای کتابشناسی ترجمه گردید و برای تعدیل و تطبیق‌ آن‌ با‌ کتابهای فارسی و برآورد امکانات حاضر‌ در‌ اختیار‌ کتابداران کتابخانه ملّی قرار گرفت.بر مبنای این تحقیقات و بررسیها ضوابط زیر بـه تأیید و تصویب رسید. 1.کتابشناسی ملّی ایران از سال‌ 1362‌ به‌ بعد هر شش ماه یک بار منتشر خواهد‌ شد‌ و پس از فراهم آمدن امکانات لازم به انتشار فصلی آن همت گماشته خواهد شد. 2.کوشش می‌شود تـا آنـجا که‌ میسر‌ است‌ کلیه انتشارات ایران(کتاب و جزوه)اعم از فارسی یا به‌ زبانهای دیگر که در هر شش ماه منتشر می‌شود در کتابشناسی ملّی گنجانده شود.مواد دیداری و شنیداری، و سایر‌ مـواد‌ غـیرکتابی‌ در کتابشناسی ملّی ایران وارد نمی‌شود.توضیح آنکه این‌گونه مواد هنوز‌ جزو‌ قانون واسپاری ملّی نیست و به کتابخانه ملّی ارسال نمی‌شود. 3.برای فهرستنویسی توصیفی هـر کـتاب استانداردهای بین‌ المللی‌ کتابنامه‌نویسی‌ 1P}و آخـرین ویـرایش قواعد فهرستنوسسی آنگلو-آمریکن، با در نظر گرفتن‌ قواعد‌ فهرستنویسی‌ فارسی که نتیجه تطبیق ویژگیهای زبان فارسی و انتشارات ایرانی با این قواعد بین المللی‌ اسـت‌ مـورد‌ استفاده قرار می‌گیرد. 4.کـتابهایی کـه بیش از 5 صفحه و از نظر متن دارای ارزش تحقیقاتی‌ باشد‌ کتاب محسوب شده و در کتابشناسی ملّی ذکر می‌شود. 5.جزوه‌هایی که دارای ارزش چندانی‌ نیستند‌، کاتالوگها‌ و دفترکهای میرا که صفحات آنها از 25 کمتر باشد جداگانه در آخر کتابشناسی قرار‌ دادهـ‌ مـی‌شود و نمایه‌های آخر کتاب شامل آنها نخواهد بود (11)P}. 6.به منظور همکاری با‌ سازمانهای‌ ملّی‌ و بین المللی کتابداری از جمله دفتر کنترل کتابشناسی جهانی 2P}و فدراسیون بین المللی انجمنها‌ و مؤسسات‌ کتابداری(ایفلا)، آمارهای لازم ضـمن کـار تهیه خـواهد شد. 7.کتابها بر مبنای‌ فهرست‌ رده‌ای‌ در کتابشناسی ملّی تنظیم می‌شوند. 8.برای تعیین نشانه‌های رده و استفاده از آنها در تنظیم کـتابشناسی‌، از‌ آخرین‌ ویرایش کامل رده‌بندی دهدهی دیویی استفاده می‌شود (12)P}. 9.در تمام قسمتهای مـربوط‌ بـه‌ ایـران مثل زبان فارسی، ادبیات فارسی، تاریخ ایران، جغرافیای ایران، و دین اسلام از گسترشهای رده‌بندی دیویی‌ که‌ توسط کـتابخانه ‌ ‌مـلّی منتشر شده و به تصویب کتابخانه کنگره رسیده است‌ استفاده‌ می‌شود. برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید مقاله ادوار تحولات کتابشناسی نوشته حسن لاریجانی را ازینجا دانلود کنید

دانلود مقاله اوار تحولات کتابشناسی

آغاز انتشارات با کاغذ

state: آغاز انتشارات با کاغذ

smallicon چینی‌ها چند‌ اختراع‌ مهم‌ به جهان ارائه کردند کـه یـکی از مهم‌ترین آنها کاغذ‌ بود و خوشبختانه از طریق کشورما به دنیا شناسانده شد و دومین اختراع،اختراع صنعت چاپ بوده است. از قـرن‌ چـهارم‌ مـیلادی‌ می‌توان چاپ را در چین پیگیری کرد،هرچند که قدیمی‌ترین کاغذ‌ چـاپی‌‌ موجود طوماری است که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود و متعلق به یک سوترای بودایی است‌ که‌ به‌ احتمال‌ مـتعلق بـه سـال 868 باشد. همواره افرادی تلاش کردند که مهر-که‌ بر‌ روی‌ کـاغذ و هـر شی‌ء نرم دیگر اثر می‌گذاشت‌ -را مقدم بر چاپ بدانند،ولی چاپ‌ از‌ این‌ نظر که به معنی نـشر و پراکـنده کـردن یک آگاهی با تیراژ وسیع‌تر است بر‌ مهر‌ تقدم دارد.سپس صنعت چـاپ از چـین بـه کره و ژاپن منتقل شد.شوتوکو‌ ملکه‌ ژاپن‌ بین سال‌های 467 تا 777 میلادی بیش از یک میلیون بـرگ دعـاهای بـودایی را‌ منتشر‌ کرد.از دوره فاطمیان،ایوییان و مملوکان در کشورهای سوریه و مصر آثاری از چاپ‌ می‌بینیم‌ که‌‌ به صـورت حـواله پول،کارت بازی،و طرش(ادعیه کاغذی که بیشتر زائران مکه از آنها‌ استفاده‌‌ می‌کردند و دعاهایی کـه هـمراه خـود می‌بردند)وجود دارد. شـاید قـدیمی‌ترین اثر چاپی که داخل ایران به آن‌ اشاره‌ شده‌، و نوعی انتشارات کتاب محسوب می شده است، مربوط به دورهء مغو لان بـاشد. البـته نـام آن شبیه کلمهء چاپ‌ بود‌،چاو که تکنیکی برای نشر پول کاغذی در دورهء مغو لان یعنی در سال 396 هـجری‌ بـود‌ و کلیشه‌هایی که برای این چاپ استفاده می‌شد چوبی یا مسی بودند.بـه‌ هـر‌ صـورت چاو که در دورهء مغو لان‌ منتشر‌ شد‌ در اینجا دوامی نیاورد و بازار آن‌ را‌ تحمل نـکرد، زیـرا مـردم با سکه و طلا آشناتر بودند. قوانین رایج در‌ چین‌ برای چاپ اسـکناس،ایـن بود‌ که‌ شخص طلا‌ و شکه‌ خود‌ را به خزانه‌ دولتی می‌سپرد و در‌ ازای‌ آن چاو می‌گرفت و آن را رد و بدل می‌کرد،بـه ایـن دلیل که‌ ما‌ ایرانیان‌ عادت نداشته و نداریم که دیگران‌ مخصوصا دستگاه حـکومتی از‌ دارایـی‌ ما مطرح گردند این شیوه‌‌ را‌ مناسب نـمی‌دانستند.ایـن کـار امور را تسهیل می‌کرد و رشید الدین فضل اللّه یـکی‌ از‌ کـسانی بود که از آن‌ بسیار‌ تعریف‌ می‌کرد،ولی مشخص‌ است‌ که صرّاف‌های ایرانی خیلی‌ دوامـ‌ نـیاوردند و آن‌ را نپسندیدند و کاری کردند کـه شـکست خورد. امـاکنی که چاو‌ را‌ منتشر می‌کردند‌ در‌ متون‌ دورهء مغول مثل«تاریخ‌ وصاف»چاوخانه‌ نـامگذاری شـد و بعدها که فن چاپ بوجود آمـد برخی گمان کردند کـه چـاپ‌ همان‌ چاو است که‌ شـاید نـباشد. اما‌ به‌هرحال‌،اختراع‌ صنعت‌ چاپ‌ به صورت نوین‌ بنام‌ گوتنبرگ آلمانی ثبت شـد.چـاو و چاپ چینی در دنیا منتشر شـد و قـبل از ایـن‌که دوباره به‌ دسـت‌ مـا‌ ایرانی‌ها برست پیروان ادیـان‌ یـهود،مسیحی و بویژه‌ ارمنی‌ها‌ کمک‌ کردند‌ که‌ زبان‌ فارسی و فرهنگ ایرانی منتشر شود ولی‌ نـه در ایـران و توسط ایرانیان.اولین متن فارسی کـه مـنتشر شد مـعروف بـه«پلی گـلوت‌[چند زبانه‌] والتن»یک تـورات پنج‌زبانه بود‌ که یکی از زبان‌های آن فارسی است و در سال 1451 در چاپخانه‌ یهودیان استانبول چاپ شد.اولین کـتابی کـه به زبان فارسی چاپ شد تـوسط«لودوویـکو دودیـو» در ایـتالیا بـود‌ که‌ در سال 8261 داسـتان مـسیح را چاپ کرد.اولین چاپخانهء ارمنی در سال 1151 در ونیز ساخته شد که سال آینده پانصدمین سال تأسیس آن اسـت. اولیـن چـاپخانه در‌ اروپا‌ متون فارسی را منتشر کردند و شاید اواخر دورهـء صـفویان بـود کـه‌ اولیـن چـاپخانه‌های اروپایی وارد ایران شد.اولین چاپخانهء ایرانی دورهء صفویه،متعلق‌ به‌ ارمنی‌ها بود که چاپخانه‌ای کوچک‌ بود‌.یکی از کشیش‌های کلیسای ارمنه به ونیز فرستاده شد و بعد از گذراندن دوره های آموزشی به کشور بازگشت و تعدادی از اوراق دعای مسیحی را به‌ زبان‌ ارمنی‌ و سه عنوان کتاب‌ چاپ‌ کرد-که در حال حاضر در موزهء کلیسای وانگ تعدادی از آن و همچنین‌ یک دستگاه چاپ اولیه موجود است-ایـن کـار اگرچه در کشور انجام شد ولی چاپ فارسی نبود‌. چاپ‌ فارسی قبل از این‌که به آنجا برسد به مناطق حاشیه‌ای رسید و از آن طریق به ایران‌ نفوذ کرد،یعنی از عثمانی توسط دولت عثمانی کـه از اروپایـی‌ها گرفته بودند‌. ابراهیم‌ متفرقه یک‌ مسیحی مجاری بود و در جنگ اسیر شده بود،این تکنولوژی را به‌ عثمانی‌ها آموزش داد.در ایران‌ دوران در استانبوی چاپخانه‌ای تأسیس شد و اولیـن کـتاب فارسی‌ دنیای اسلام‌ به‌ نـام‌«فـرهنگ سروری»در سال 5511 هجری چاپ شد.بعد از آن تاریخ،انگلیسی‌ها چاپ فارسی را در ‌‌هند‌ تأسیس کردند،زیرا زبان علمی شبه قاره فارسی بود و انگلیسی‌ها مجبور بودند زبـان‌ فـارسی‌ را‌ یاد بگیرند؛بنابراین نـیاز بـه چاپ متون درسی و همچنین متونی برای ارسال‌ به کشورهای دیگر‌ بود تا در کلاس‌های زبان شرقی در انگلستان تدریس شود،لذا چاپ فارسی‌‌ در هند زودتر تأسیس‌ شد‌. البته احتمال می‌رود تأسیس چاپخانه انتشاراتی تـوسط روسـ‌ها در قفقاز و ماوراء النهر زودتر از این‌ تاریخ اتفاق افتاده باشد.در کل تأسیس چاپخانهء فارسی به دویست سال پیش برمی‌گردد،زمانی که‌ در‌ جنگ ایرانو روس در عهدنامهء گلستان بسیاری از سرزمین‌های شمالی را از دست دادیم و عـباس مـیرزا علت آن را کـمبود تکنولوژی دانست و لازم دید کسانی برای آموزش این تکنولوژی‌ به اروپا‌ فرستاده‌ شوند.قابل توجه است که آثار چـاپ شده از سوی این افراد هنوز موجود است. حدود دویست سال پیـش اولیـن دسـتگاه چاپ به اینجا وارد شد و دو سال بعد نخستین‌ کتاب‌ها‌ چاپ شدند.حدود بیست یا سی سال اول،فقط کـتاب‌های ‌ ‌چـاپ سربی در کشورما چاپ و نشر می‌شد، ولی به دلایلی که آقای غلامی جلیسه خواهند گـفت،ایـن رونـد ادامه‌ پیدا‌ نکرد و جای خود را به‌ چاپ سنگی داد. غلامی جلیسه معتقد است، متأسفانه داخل ایران آن‌چنان که بـاید دربارهء تاریخ چاپ کار نشده است و نه تعداد افرادی که در این حوزه‌ کـار‌ کرده‌اند‌ و نه آثاری کـه در حـوزهء‌ تاریخ‌ چاپ‌ تاکنون درون ایران منتشر شده،به تعداد انگشتان دست نمی‌رسد.اگر بخواهیم این مسئله را پیگیری کنیم با دلایل مختلفی‌ مواجه‌ می‌شویم‌؛مانند‌ نبود منابع کافی و لازم و عدم دسترسی به منابع‌ ایـن‌ نوع تاریخ‌نویسی، باعث شده تا مورّخان و یا فعّالان حوزهء نشر به تاریخ چاپ اهمیت کمتری بدهند.نخستین کسی‌ که‌ در‌ این‌ حوزه به صورت حرفه‌ای فعالیت کرد فردی بود به نام‌«رابـینو»کـه به عنوان مستشار وارد شده بود،وی فهرستی از روزنامه‌های منتشر شده را تهیه‌ و سعی‌ کرد‌ تا حد ممکن این‌ روزنامه‌ها را جمع‌آوری کند.یکی دیگر از‌ این‌ افراد مرحوم«تربیت»بود که ایـشان هـم در حوزهء تاریخ نشر مقالات متعددی منتشر و همچنین فهرستی‌ از‌ روزنامه‌های‌ منتشر شده را جمع‌آوری کرد و بعدها این فهرست را به ادوارد براون‌ داد‌ تا‌ آنها را در تاریخ ادبیات ایران به چاپ برساند.هرچند دیگر بـزرگوارانی مـثل آقای‌ ایرج‌ افشار‌ و بعضی دوستان در این حوزه متحمل زحمت‌های فراوان‌ شدند،ولی به دلیل عدم دسترسی‌ ایشان‌ به منابع موردنیاز،کار حرفه‌ای و درخور توجهی در این‌ حوزه به چشم نمی‌خورد‌. در‌ مـورد‌ تـاریخ نـشر و انتشارات و ورود آن به ایران باید بگویم کـه دسـتگاه چـاپ اولین بار در‌ سال‌ 8361 توسط ارامنهء جلفا،ایران شد.«خلیفه خاچاطور گیساراتسی»خلیفهء کلیسای وانک اصفهان‌‌ علی‌رغم‌ اینکه‌ هیچ‌گونه اطلاعاتی در مورد چـاپ و دسـتگاه‌های چـاپ نداشت به صورت تجربی‌ اقدام به این کـار‌ کـرد‌ و اولین کتابی که به چاپ رساند«زبور داود»یا«ساقموس»بود.گرچه‌ این‌‌ کتاب‌ فقط 27 صفحه داشت،چاپ آن به دلیـل نـبود راهـنما و نمونهء قبلی و صرفا با آزمون‌ و خطا‌ یک‌ سال و نیم طـول کشید.در ترقیمه این کتاب آمده:«در سال 8361‌ در‌ دیر جلفای اصفهان‌ توسط ناقابل خلیفه خاچاطور گیساراتسی به چاپ رسید کـه یـک سـال و پنج ماه‌ است‌ روز و شب‌ بدون وقفه با کلیهء اعضاء کلیسا بـه کـار مشغولین برای‌ اینکه‌ نه از جایی دیده‌ایم و نه اسنادی‌ داشته‌ایم‌»؛با‌ دیدن‌ تنها نسخهء اصلی کتاب کـه هـم‌اکنون در‌ کـتابخانهء‌«بادلیان»انگلیس موجود است متوجه زحمات فراوانی که صرف آن شده می‌شوید.ایـن‌ کـتاب‌ در مـقایسه با کتاب‌هایی که‌ در‌ همان عصر‌ و در‌ کشوری‌ مثل ایتالیا چاپ شده با مشقت‌های‌ بسیار‌ تـهیه شـده اسـت. خلیفه گیساراتسی به این نتیجه می سد که با‌ توجه‌ به وضعیت موجود و تـجربه و انـدوختهء به‌ ایتالیا می‌فرستد تا ضمن‌ فراگیری‌ فنون چاپ،ابزاری را که‌ در‌ این حوزه مـوردنیاز اسـت تـهیه‌ کند.البته در این فاصله دو کتاب دیگر‌ با‌ نام‌های«درگذشت پدران روحانی»و«نماز‌ خاص‌»در‌ سال 1461 مـیلادی‌ چـاپ‌ می‌کند.آوانس به شهر‌«برنر‌»می‌رود تا تجربهء لازم را در این حوزه‌ کسب کند و در آنـجا بـود کـه‌ کتاب‌«زبور داود»را مجددا چاپ می‌کند‌ و برای‌ استاد خود‌ می‌فرستد‌. متأسفانه‌ وقتی بعد از هفت‌ سال بـه اصـفهان بازمی‌گردد،استاد از دنیا رفته بود و ایشان هم در آن‌ زمان تنها‌ یک‌ جـلد کـتاب بـه نام راهنمای تقویم‌ در‌ سال‌ 7461‌ در‌ 38 به چاپ‌ می‌رساند‌. علی‌رغم سعی و تلاش‌های وی برای چاپ کتاب مقدس،بـه دلیـل مـخالفت‌های عده‌ای از این امر منصرف‌ می‌شود‌. بعد‌ ازس ال 0561 م.دیگر کتابی در ایران‌ چاپ‌ نشد‌.تـا‌ ایـنکه‌ عباس‌ میرزا طی سفرهای‌ سیاسی متعددی که به کشور روسیه داشت،متوجه شد چنین امکاناتی بـرای تـرویج فرهنگ و ادب‌ موجود است و می‌خواست آنها را به ایران منتقل کند‌،لذا کارآموزانی بـه کـشور روسیه فرستاد.عده‌ای‌ به اشتباه فکر مـی‌کنند اولیـن فـردی که دستگاه چاپ را وارد کرد میرزا صـالح شـیرازی بود،امّا وی در سال 5331 تازه‌ از‌ سفر فرنگ خود برگشته بود یعنی دو سـال بـعد از انتشار«رساله‌ جهادیه»اولین کـتابی کـه میان ایرانیان بـه چـاپ رسـید.خانم شگووا کتابی به نام«تـاریخ‌ چـاپ‌ سنگی‌ در ایران»دارد که به‌تازگی به فارسی ترجمه شده است،در این کتاب سـند بـسیار ارزشمندی وجود دارد و آن نامه‌ای است که‌ از‌ کـشور روسیه برای عباس مـیرزا‌ فـرستاده‌ شده است.متن نامه خـطاب‌ بـه عباس میرزا است:«فرستادهء جنابعالی هنرمند نقاض اللّه‌وری پس از رفتن فرماندهء کل قوا از گـرجستان بـه تفلیس‌ رسید‌.برای آموزش هـنر چـاپ‌ بـه‌ این نقاش بـه بـهترین چاوگر دستور دادم‌ نـه تـنها هنر چاو بلکه همه فنون را به او بیاموزد.اکنون او در این هنر کامل شده و در بازگشت‌ یـک مـاشین چاپ‌ کامل‌ با لوازم موردنیاز برای چـاپ بـه سوی حـضرت عـالی مـی‌فرستیم».تاریخ‌ این سند 6231 و نـشان می‌دهد سال‌ها قبل از زمانی که میرزا صالح وارد تبریز شد چاپ‌ وجود‌ داشه‌ است.مـیرزا‌ صـالح در سفرنامهء خود اشاره می‌کند که در آکـسفورد انـگلیس‌ نـزد خـانواده‌ای مـی‌رود تا کار چـاپ را‌ یـاد بگیرد و وقتی متوجه می‌شود که زمان زیادی از سفرش‌ باقی‌ نمانده‌،فعالیت‌ یادگیری خود را دو برابر می‌کند،بـرخلاف تـصور اشـتباه برخی،وی واردکنندهء صنعت چاپ نبوده و چاپ سـربی ‌‌کـه‌ در واقـع اولیـن شـیوه چـاپ درون ایران است،در سال 2321 وارد ایران‌ شده‌ بود‌. به عنوان نتیجه‌گیری باید عرض کنم که صنعت چاپ از مسیر روسیه به وارد‌ شده‌ است.البته نقل‌قول‌های دیگری هم در این زمـینه وجود دارد،حتّی عده‌ای‌ معتقدند صنعت چاپ از‌ جنوب‌ وارد کشور شده ولی هنوز مدرک موثقی در این خصوص پیدا نکرده‌ایم.اولین کتابی که در کشورمان چاپ شده،«رساله جهادیه»است که از سوی عباس میرزا انـجام گـرفته است.این‌ رساله که‌ مجموع فتاوی علمای مختلف در خصوص جهاد با دشمنان اسلام است در 48 صفحه بعد از عقد عهدنامه گلستان و به منظور تشویق مردم به جهاد و مبارزه با روسیه مـنتشر‌ شـد‌.یک‌سال بعد این‌ رساله با فونت و شیوه‌ای متفاوت تجدید چاپ شد. رساله جهادیه برای بار دوم توسط زین العابدین تبریزی یکی از خواص عباس مـیرزا مـنتشر شد.او بعدها به‌ تهران‌ آمـد و فـعالیت‌های درخور توجهی در خصوص صنعت چاپ در تهران انجام‌ داد.قرآن اولین کتابی است که به صورت چاپ سنگی داخل ایران چاپ شد امّا متأسفانه هیچ نسخه‌ای‌‌ از آن در کتابخانه‌های ایران و دیگر کشورها پیدا نکردیم و تاریخ دقیقی هم از انتشار آن نداریم، تنها‌ مدرک‌ موجود‌ در ترغیمه رساله«زاد المعاد‌»است‌ که‌ به سال 1521 قمری توسط علی بن‌ مـحمد حـسین امین الشرع تبریزی در تبریز به چاپ رسید.ایشان در ترقیمه این‌ کتاب‌ اشاره‌ می‌کند: «بنده درگاه جهان پناه صالح حاجی باقر‌ شیرازی‌ که به حکم مأموریت به و لایت روس رفته بود صـنعت طـباع جدید را در آن مـلک دیده،اسباب و اساس‌ آن‌ را‌ به دار السلطنه تبریز حمل و نقل‌ نموده و دار الطباعه قرار‌ داده و فیصل محام آن را به کافیت عـالی شأن آقا علی بن مرحوم حاجی‌ محمد حسین الشهیر و امین‌ الشـرع‌ تـبریزی‌ واگـذار نمود،که رفیق صدیق جانی بود تا انکه بعد از‌ انطباع‌ قرآن مجید که تمینا منطبع گردید بـه ‌ ‌تـاریخ قروه شهر ذا الحجه الحرام سال 1521 کتاب‌‌ زاد‌ المعاد‌ کتابی کلام رب العباده است به مـساعی جـمیله صـورت اتمام یافت»؛به‌ منظور‌ میرزا‌ صالح‌ است که عباس میرزا در بازگشت از سفر فرنگ وی را مأمور کـرد‌ به‌ خاطر‌ بعضی مسائل سیاسی‌ به روسیه برود.نکتهء جالب توجه این اسـت که میرزا صالح‌ صـنعت‌ چـاپ را در انگلستان یاد گرفته‌ بود،گفتهء وی-«صنعت انطباع جدید را‌»-نشان‌ می‌هد‌ زمانی که در انگلیس بوده اطلاعی از شیوهء چاپ سنگی نداشته،بلکه در سفر‌ به‌ روسیه با این شیوه آشنا می‌شود.تنها مدرکی کـه نشان می‌دهد قبل از‌ زاد‌ المعاد‌ کتابی به اسم قرآن مجید چاپ شده همین است و متأسفانه تاریخ‌هایی هم که‌ به شیوهء‌ چاپ‌ سنگی اشاره کرده،متفاوت و عبارتند از:5421،7421،9421 و 0521 و از آنجا‌ که‌‌ هنوز‌ نتوانسته‌ایم نسخه‌ای از ایـن قـرآن را پیدا کنیم،نمی‌توان گفت که صنعت چاپ سنگی دقیقا‌ چال‌ سالی‌ وارد ایران شده است. صحبت را کوتاه و مواردی را تیتروار از اولین‌های‌ چاپ‌ در ایران بیان می‌کنم: اولین‌ روزنامه در این سرزمین به شیوه چاپ سـنگی،در 3521 تـوسط میرزا‌ صالح‌ شیرازی کازرونی و به فرمان‌ محمد شاه قاجار در تهران منتشر شد؛«لیلی‌ و مجنون‌ مکتبی شیرازی»اولین کتاب مصور به‌ شیوه‌ چاپ‌ سنگی‌ در 9521 در تبریز منتشر شد؛اولین‌ کتاب‌ چـاپ سـربی که در سال 1421 در تهران منتشر شد،کتاب«حق الیقین‌»بود‌؛اولین کتابی که به صورت‌ چاپ‌ سنگی در‌ تهران‌‌ منتشر‌ شد و اختلاف‌نظر بر سر آن بسیار‌ است‌ و جای تحقیق و بررسی دارد زیرا در 3521 اولیـن روزنـامه ایـران به نام‌«کاغذ‌ اخبار»را بـه روش چـاپ سـنگی‌ داشتیم،لذا بعید به‌ نظر‌ می‌رسد باوجوداین شیوه در تهران‌ کتابی‌ تا 0621 با این شیوه منتشر نشده باشد؛اولین کتاب چاپی‌ حروفی هـم‌ در‌ 6421 در اصـفهان مـنتشر شد‌؛به‌ عبارتی‌ بعد از تبریز‌ و تهران‌،اصفهان سـومین‌ شـهری بود‌ که‌ چاپ و چاپخانه حروفی به آن وارد شد؛اولین روزنامه‌ای هم که در اصفهان‌ چاپ‌ شد‌ روزنامه«فرهنگ»بود که در سـال‌ 6921‌ بـه سـردبیری‌ محمد‌ تقی‌ کاشانی و البته به‌ مدیر‌ مسئویل یا نظارت نـاصر الدین شاه به چاپ رسید. چاپ سنگی قبل از اصفهان به‌ شیراز‌ رفته بود و شاهد آن کتابی به‌ نام‌«دیـوان‌ مـنوچهری‌» اسـت‌ که در سال‌ 0621‌ به چاپ آن اشاره شده،هرچند من هنوز نسخه‌ای از آن را نـدیده‌ام.نـکتهء قابل توجه‌ این‌ است‌ که چاپ سربی بعد از ورود به‌ ایارن‌ عمر‌ کوتاهی‌-01‌ یا‌ 51 سال-داشت و دلیـل عـمر کـوتاه آن،مشکلات متعدد این شیوه بود؛بنابراین خیلی زود جای خود را به چاپ سـنگی‌ داد.چـاپ سـنگی در 1771 میلادی‌ توسط«زنی فردر»اختراع و 23 سال بعد از طریق روسیه وارد کتاب‌های منتشر شده قبل از عـصر مـشروطه را در نـظر بگیریم قریب به 08 درصد کتاب‌ها و حتّی‌ روزنامه به‌ شیوهء‌ چاپ سنگی منتشر شده اسـت. سـال‌ها بود که علما،اندیشمندان و اهالی کتاب ما با نسخه‌های خطی مأنوس بودند و کـتاب را بـه زیـبایی‌ها و هنرها خاصی می‌پسندیدند که حروف سربی نمی‌توانست‌ ظرافت‌های‌‌ آن را نشان دهند،درعوض کتاب‌های چاپ سـنگی هـرچند در ابتدای امر فاقد آن زیبایی‌ بودند،بعد از چند سال نوع خاصی از‌ زیبایی‌های‌ هنری را بـه خـود اخـتصاص‌ دادند‌ که حتّی‌ از برخی نسخه‌های خطی هم فاخرتر به نظر می‌رسید.جناب آقای بوذری در بـخش بـعدی به‌ مبحث هنرهای چاپ خواهند پرداخت. بوذری‌:آخرین‌ پژوهش در مورد چاپ‌ سـربی‌ در ایـران،در سـال 6002 توسط آقای مارزولف انجام‌ شده است.مارزولف حدودا 55 کتاب چاپ سربی معرفی می‌کند که از 3312 تـا 3721 در تـهران، اصـفهان و تبریز چاپ شده‌اند‌.اولین‌ کتاب رساله جهادیه و آخرین کتاب هم یک«طـوفان البـکا»ی‌ مصور است.در بین این 55 کتاب که به نظر من بیش از اینهاست-شاید حدود هفتاد زیـرا بـه تازگی‌‌ 8 کتاب‌ پیدا کرده‌ام‌ که در فهرست مارزولف وجود ندارد و بسیاری از آنها قـرآن هـستند،در واقع‌ قرآن‌های چاپ سربی زیادی‌ شناسایی نـشده اسـت-6 کـتاب مصور وجود دارد.اولین کتاب مصور «مختارنامه‌»اسـت‌ کـه‌ ویژه محسوب می‌شود چون اولین کتابی مصور چاپ سربی است،این کتاب‌ 8 تـصویر دارد کـه به اعتقاد ‌‌پژوهشگران‌ به شـیوهء چـوب خلق شـده‌اند. چـاپ چـوبی برای کسانی که با چاپ سـربی‌ کـار‌ می‌کردند‌ خیلی ناآشنا نبود،چون قبل از آن‌ هم از چاپ چوبی برای سـرلوح‌های کـتاب‌های سربی‌ استفاده می‌کردند.به غیر از کـتاب منحصر به فرد مـختارنامه،پنـج کتاب«طوفان‌ البکا»ی مصور اسـت کـه‌ تاریخ‌ دقیق چاپ یکی از آنها را نمی‌دانیم و تاریخ‌های موجود هم سال‌های 9621،1721،2721 و آخرین کتاب‌های سـربی و سـنگی قرار می‌گیرند و به غیر از کـتاب طـوفان البـکایی که تاریخ نـدارد چـهارتای دیگر‌ آن تمام صفحه اسـت. شـیوهء کار به این شکل بود که ابتدا متن کتاب به شیوهء سربی چاپ مـی‌شد و بـعد تصاویر به شیوهء سنگی به آنـها اضـافه می‌شد.نـکتهء مـهم ایـن‌ است‌ که در انجامهء طـوفان البکای 9621«عبد الکریم» به عنوان چاپچی کتاب معرفی می‌شود،ولی در تصویر آمده:«زدن تصویر در چاپخانه سیادت‌ پنـاهی آقـای سید باقر انجام شد»و در‌ تصاویر‌ دیـگر هـم بـه ایـن مـسئله اشاره می‌شود.بـه ایـن ترتیب‌ ابتدا متن در چاپخانهء عبد الکریم چاپ و سپس تصاویر در چاپخانه سید باقر چاپ و به متن اضـافه‌ مـی‌شدند.در‌ طـوفان‌ البکای بعدی(1721)بار دیگر به شیوهء سـربی در یـکی از تـصاویر آن بـه هـر دو چـاپخانه اشاره می‌شود؛در تصویر عروسی رفتن فاطمه بعد از عمل،تصویرگر که‌ میرزا‌ علی‌ خویی‌ بوده؛نوشته شده:«در‌ کارخانهء‌ اللّه‌ قلی خان صورت انطباع پذیرفت»و باز در تصویر اشاره مـی‌کند که این در چاپخانه عبد الکریم چاپ شده است. به انتشار کتاب‌های‌ چاپ‌ سنگی‌ برمی‌گردم.اولین کتاب چاپ سنگی مصوری که چاپ‌ شد‌ لیلی‌ و مجنون مکتبی در 9521 بود.در واقع این کتاب قبل از تـماما ایـن داستان‌های سرب ذکر شده، چاپ‌ شده‌ و چهار‌ تصویر دارد که بسیار ساده‌اند و تزئینات اضافه هم ندارند،همچنین‌ صفحهء اول‌ آن هیچ‌گونه سرلوح و جدول‌کشی خاصی ندارد.این در حالی است که بعد از چند سـال مـثلا‌ 4621‌ خمسه‌ نظامی را داریم و سال‌های بعد می‌بینیم که تصویرگران و تذهیب‌کاران با این‌ شیوهء‌ چاپ‌ سنگی تصاویر و تزئینات بسیار زیادی به کتاب‌ها وارد کرده‌اند.در مورد کـتاب‌های چـاپ سنگی‌ فهرستی‌ وجود‌ دارد‌ که«نـشاط»نـام دارد و در پایان دیوان نشاط،این فهرست آمده است‌ که‌‌ کتاب‌های‌ چاپ سنگی را معرفی می‌کند،این کتاب در سال 1821 چاپ شده است.گرچه‌ این‌‌ فهرست‌ به نـسبت سـال 1821 تقائصی دارد از آنجا که تـنها فـهرست چاپ شدهء موجود‌ است‌ بسیار ارزشمند است.این کتاب‌ها براساس موضوع طبقه‌بندی شده و از کتاب‌های ادعیه،مصیبت‌،قصه‌‌ و حکایت‌،بچه‌خوانی و دیگر چیزها جدا شده‌اند.فکر می‌کنم نسخه‌ای از این کتاب در کتابخانهء مـرکز‌ اسـناد‌ موجود است که بخشی به شیوهء خطی به فهرست آن،اضافه شده است‌. کتاب‌های‌ مصور‌ را مشخص کردم،تمرکز کتاب‌های مصور بیشتر در بخش بچه‌خوانی و قصه و حکایت بوده است و در‌ کتاب‌های‌ دیگر کمتر تـصویر وجـود دارد.قبل از پرداخـتن به بحثی‌ دیگر بهتر‌ است‌ در‌ مورد سه تن از تصویرگران مطرح این دوره صحبت کنم که اولین نفر عـلی قلی‌‌ خویی‌ است‌ که در سال‌های اخیر بیش از تمام تصویرگران به او پرداخـته شـده‌ واو‌ را سـرسلسله‌ چاپ سنگی می‌دانند.علی قلی در 3621 کار خود را شروع کرد و اولین کار‌ رقم‌دار‌ وی در 3621 و آخرین آن در 2721 به چاپ رسیده اسـت.‌ ‌مـارزولف‌ حدود‌ 03 کتاب رقم‌دار از علی قلی معرفی‌‌ می‌کند‌ که‌ پژوهش‌های جدید این رقم را بـه 53‌ عـنوان‌ مـی‌رساند،حدود 02 کتاب بدون رقم هم‌ به علی قلی منسوب است.وی‌ کسی‌ بود که بـسیاری از کتاب‌ها‌ را‌ در چاپ‌ اول‌ مصور‌ کرد که نه‌ تنها الگوی خوبی‌ برای‌ کارهای بعدی خـود هنرمند،بلکه برای بـسیاری از تـصویرگران بعدی بود. تصویرگر‌ دیگر‌ میرزا حسن است که کار خود‌ را از سال 1721‌ شروع‌ کرد و اولین کتابی که از‌ او‌ شناسایی شده یک«تحفه المجالس»ناقص است که رقم میرزا حسن را در‌ تاریخ‌ 1721 دارد.میرزا حسن تـا‌ سال‌ 1821‌ کار کرده و کارهای‌ رقم‌داری‌ از خود به یادگار‌ گذاشته‌ است.وی ویژگی‌ خاصی داشت،از آنجا که پدرش آقا سید میرزا،نقّاش درباره‌ فتحعلی‌ شاه بود روابط درباری داشت و قطعا‌ از‌ محضر پدر‌ استفاده‌ کرده‌ و شـاید از شـاگردان صنیع‌ المک و علی قلی خویی بوده و احتمال در پروژه‌های دربار ناصری هم همکاری می‌کرد.تصویرگر بعدی‌ میرزا‌ ستار تبریزی است که فقط سه‌‌ کتاب‌ رقم‌دار‌ از‌ او‌ داریم که در‌ سه‌ سال متوالی 4721،5721 و 6721 چـاپ شـده است.شیوه‌ای که‌ استاد ستار تبریزی در کار خود‌ داشته‌،بعدها‌ در کتاب‌هایی که در تبریز چاپ می‌شد‌ ادامه‌ پیدا‌ کرد‌ و چون‌ تنها‌ تصویرگر تبریزی است که می‌شناسیم و اگر علی قلی خـویی را بـنیانگذار تصویرگری در تهران بدانیم،وی بنیانگذار مکتب تصویرگری در تبریز است. در ادامه به دو ویژگی‌ کتاب‌های چاپ سنگی اشاره می‌کنم.قبلا گفتم که آثار علی قلی‌ توسط خود او و دیگر هنرمندان بعدها گرته‌برداری شـد.در بـررسی سـرلوح کتاب طوفان البکای‌ 0721 که مـتعلق بـه عـلی‌ قلی‌ است و در سرلوح کتاب«هزار و یک شب»2721 که باز هم‌ از کارهای اوست،می‌بینید که این دو سر لوح کاملا مشابه هم هستند و ریـشهء آن در کـتابی‌ اسـت‌ که‌ در سال 0721 خلق شده و سر لوح بعدی که مـربوط بـه همین کتاب هزار و یک شب‌ 2721 است و توسط میرزا رضا کار شده‌ می‌بینیم‌ که آن هم کپی این‌ سرلوح‌ قبلی اسـت. دو نـمونهء دیـگر مربوط به«شاهنامه»5721 اثر ستار تبریزی و«افتخارنامه حیدری»0131 مربوط بـه نصر اللّه است که تصویری از شاهنامه‌ فردوسی‌ استاد ستار را برای‌ رسیدن‌ به تصویر افتخارنامه حیدری الگوی کار خود قـرار داده اسـت. دکـتر جعفری مذهب:نکته مهم در بحث حاضر اهمیت اجتماعی چاپ است،چـون مـا چاپ را فقط از نظر تکنیک‌ و هنر‌ بررسی نمی‌کنیم.در دورهء قاجار و حتّی در تمام دنیا(در این دوران)،روشنفکران‌ و کسانی کـه تـرّقی مـلت خود را آرزو داشتند معمو لا دو دسته بودند؛اول دولتی‌ها که می‌خواستند‌ از‌ بالا کشور‌ را درست کـنند مـثل عـباس میرزا که افرادی را به خارج از کشور فرستاد یا مدرسه‌ای برای‌‌ تربیت افراد در کشور افـتتاح مـی‌کرد و یـا امیر کبیر که دار‌ الفنون‌ را‌ افتتاح کرد تا آخرین تکنیک‌های‌ غرب را در کشور آموزش دهد.البـته در کـنار این مدرسه چاپخانه‌ و ‌‌روزنامه‌ هم بوجود آمد.دسته‌ دوم کسانی که سعی کردند از پایـین تـحولی در‌ جـامعه‌ ایجاد‌ کنند و این شاید برای ما مهم‌تر باشد. گروه اول که سعی در روشنگری جامعه داشـتند‌ سـعی در روشنگری سیاسی نداشتند یعنی قرار نبود مردم به حقوق خود در‌ قبال حکومت آشـنا شـوند‌،لذا‌ دورهـ‌هایی که غالبا در دار الفنون تدریس می‌شد جنبهء دولتی و نظامی داشت و در مورد علوم اجتماعی آموزشی داده نمی‌شد. در شـرق افـرادی بودند که علاقه‌مند به این مباحث بودند و سعی می‌کردند‌ دولت‌ها را محدود کـنند البـته زور آنـها هم نمی‌رسید و مجبور بودند به کشورهای خارجی رانده شده و در آنجا حرف‌های خود را بزنند.به ایـن تـرتیب بـهترین روشنفکران ما که علیه دولت‌ قاجار‌ سخنرانی کردند از ایران خارج شدند.ولی عـده‌ای در کـشور ماندند و راه روشنگری را از طریق روزنامه ادامه دادند، روزنامه‌هایی نظیر«قانون»و«حبل المتین»که از کشورهای اطراف مثل عـثمانی‌،روسـیه‌ و یا انگلستان به ایران می‌رسید تا مردم آنها را مطالعه کنند و کمی از اخـبار دنـیا مطلع گردند که آنها را با یک فـرمان سـانسور دولتـی اجازه پخش در ایران‌ پیدا‌ نکردند.تنها راه ایـن بـود که مردم خود، آگاه شوند لذا به آموزش‌های عمومی پناه آوردند و طبیعی بود کـه آمـوزش‌های عمومی بر روی‌ کودکان سـرمایه‌گذاری کـند یعنی مـدرسه.طـبیعی‌ بـود‌ که‌ بچه‌ها کتاب درسی می‌خواستند و پسـ‌ از‌ آنـ‌ کتاب‌های دیگری نیاز بود تا تحصیل ادامه پیدا کند.همچنین برای آمـوزش بـزرگسالانی که‌ نمی‌توانستند به مدرسه بروند انـواع روزنامه لازم‌ بود‌ و هـمهء‌ آنـها نیازمند چاپ بود بنابراین اگـر کـسی‌ می‌توانست‌ صنعت‌ چاپ را به کشور وارد کند می‌توانست مدرسه تأسیس کند و به تولید کـتاب‌ درسـی،داستان و البته کتاب علمی و روزنـامه‌ بـپردازد‌. در‌ جـامعه ما به افـرادی کـه به صنعت چاپ و اساسا به انتشارات اهـمیت دادنـد‌ و آن را گسترش دادند کمتر توجه‌ شده،چه‌بسا ناشرانی که امروزه فعالیت دارند در عصرهای قبل شـروع بـه‌ کار‌ کردند‌.بنابراین بخشی‌ که بـاید مـورد توجه مـا بـاشد بـخش اجتماعی کار‌ است‌ و در بـخش اجتماعی یکی از عللی که آقای‌ غلامی جلیسه هم اشاره کردند،شکست چاپ سربی‌ بود‌.طـبیعی‌ بـود که با تکنیک چاپ سربی‌ تـکثیر کـتاب‌ها مـحدود بـود و اگـر چاپ‌ سربی‌ مـی‌ماند‌ نـمی‌توانست تیراژ را بسیار بالا ببرد.علت‌ شکست خوردن آن غیر از مسایل روانی‌ جامعه‌ که‌ مردم به خط نـستعلیق عـادت کـرده بودند و خط نسخ خشک این چاپ‌ها زیـاد بـه‌ چـشم‌ نـمی‌نشست و خـیلی ریـز بود و مردم خط نستعلیق را مقدس‌ می‌شمردند چون آن را‌ حس‌ می‌کردند‌،شاید یکی این بود که پشتیبانی نداشت؛یعنی تاجری از خارج از کشور دستگاهی‌ را‌ خریداری می‌کرد و به کشور می‌آورد هـمراه با تعداد محدودی حروف‌ سربی،طبیعتا این‌ حروف‌ به‌ مرور زمان ساییده شده یا می‌شکست و می‌دانید که وقتی یکی از حروف الفبا بشکند تمام‌ چاپ‌ تعطیل می‌شود.بنابراین هر دستگاهی کـه وارد مـی‌شد تا زمانی که‌ حروف‌ کافی‌ داشت‌ چاپ ادامه داشت. نکتهء مهم دیگری که لازم به ذکر است،همان‌طور که آقای غلامی‌ جلیسه‌ فرمودند‌ تاریخ‌ چاپ است که درباره‌اش کاری انـجام نـشده است و یکی از علل‌ آن‌ کمبود منابع تاریخ چاپ است. واقعیت این است که ما نمی‌دانیم چند جلد کتاب در ایران‌ چاپ‌ شده،چند نـوع چـاپ داریم و یا چه تعداد چـاپخانه داشـتیم.البته شهرهای‌ مختلف‌ کارهایی انجام دادند و به زودی چاپخانه‌های‌ شهرهای‌ مختلف‌ مشخص‌ می‌شود.ولی ما هنوز از میزان کاغذهایی‌ که‌ وارد می‌شده و تاجرانی‌ در بسیاری‌ از‌ کتاب‌های‌ چاپ سنگی علامت تاجرهای روسی به‌ صورت‌ برجسته روی کاغذها خورده و ما هنوز کاتالوگی از آنها نداریم.خوشبختانه خانمی‌ به‌ نام«شگلووا»فعالیت‌هایی انجام‌ دادند کـه‌ بـاید حق ایشان را‌ هم‌ ادا کنیم.ایشان کتابدار کتابخانهء‌ ملی‌ روسیه در مسکو بود و پنج‌ کتاب چاپ کرد که اولین کتاب او با‌ عنوان‌«فهرست کتاب‌های چاپ سنگی کتابخانه‌ ملی‌ روسیه‌‌ در مسکو»مربوط‌ بـه‌ سـال 5791 است،بـعدها‌ هم‌ کتابی چاپ کرد دربارهء چاپ سنگی در هند و بالاخره کتابی که در 9791 چاپ‌ شد‌ به نام«تاریخ چـاپ سنگی در‌ ایران‌»،که بعد‌ از‌ حدود‌ 04 سال توسط خانم‌ دکتر پروین مـنزوی تـرجمه و مـنتشر شد.در این کتاب می‌بینیم که چگونه‌ این شخص از‌ روی‌ کتاب‌های موجود در کتابخانه‌های روسیه سلسلهء‌ چاپخانه‌داران‌،هنرمندان‌ و تـاجران‌ ‌ ‌را‌ مـشخص می‌کند و حتّی‌ مشخص‌ کرده نسخه‌ای که به شیوه چاپ سنگی در ایارن به‌ چـاپ رسـیده و 6 نـوع کاغذ در آن‌ به‌ کار‌ رفته،هریک از کاغذها ساخت کدام کشور‌ است‌ و در‌ چه‌‌ سال‌هایی‌ وارد‌ ایران شـده است.ما دربارهء هیچ یک از این مطالب اطلاعی نداشتیم شاید به این‌ دلیـل که زبان روسی نـمی‌دانستیم .مـن از آقای غلامی جلیسه خواهش می‌کنم‌ در مورد اصل مسئله‌ صحبت کنند و با توجه به این‌که این نشست در خصوص تاریخچه صنعت چاپ است بفرمایید که برنامه شما در نشست‌های بعدی چیست؟ غلامی جلیسه:البـته‌ این‌ صحبت‌های آقای مطلبی کاشانی بود که قرار بود در این جلسه حضور داشته‌ باشند،ولی متأسفانه حضور ندارند.در خصوص همایش دویست و مین سال ورود صنعت چاپ به ایران‌، جناب‌ جعفری مذهب هم تـوضیح دادنـد که هرچند ماه در سال 8361 اولین چاپخانه را در جلفای اصفهان‌ داشتیم امّا با حروف ارمنی کار‌ می‌کردند‌،اینکه می‌گوییم دویست و مین سال‌،برمبنای‌ چاپ رساله جهادیه‌ به عنوان اولین کتابی است کـه بـا حروف فارسی و عربی میان ایرانیان متنشر شد. در این راستا درصدد هستیم که سلسله‌ نشست‌هایی‌ را به صورت فعلی‌ داشته‌ باشیم تا بتوانیم دقیق‌تر به موضوعاتی در خصوص تاریخ چاپ از جنبه‌های مختلف یـعنی جـنبه‌های سیاسی، اجتماعی،صنعتی و هنری و یا حتّی محتوایی آثاری که در گذشته به چاپ رسیده،بپردازیم‌. در‌ جلسهء بعد به چاپ کتاب‌های فارسی در خارج از کشور خواهیم پرداخت که خدمت دوستان‌ اطلاع‌رسانی خـواهد شـد.جـمعی که در این حوزه کار مـی‌کند مـحدود اسـت و باید بیشتر تلاش‌ شود‌. دوستان هم‌ سعی کنند از منابع و امکاناتی که دارند یکدیگر را مطلع کنند تا راحت‌تر بتوان در این‌ خصوص‌ کـار کـرد. اسـتاد ارجمند،جناب آقای دکتر جعفری مذهب،فرمودند کـه‌ خـانم‌ شگلووا‌ پنج عنوان کتاب‌ دارد ولی ما متأسفانه به همهء کتاب‌های ایشان دسترسی نداریم و من تنها به فهرست ‌‌کتاب‌های‌‌ چاپ سـنگی ایـشان دسـترسی پیدا کردم.آخرین کتاب ایشان ربارهء چاپ سنگی در‌ هند‌ اسـت‌ که‌ در آن به معرفی دو چاپخانهء نولکشور و میرزا محمد ملک الکتاب شیرازی به صورت‌ ریز و دقیق‌ پرداخته که این مـنابع بـاید تـرجمه شود و در دسترس قرار بگیرد‌،همچنین منابعی که در‌ کشور‌ وجود دارد شناسایی شـود. جـا دارد که از کتابخانه‌ها بخواهیم در جهت معرفی کتاب‌های سنگی و سربی که در مخازن‌ آنها موجود است،تلاش مضاعفی داشـته بـاشند.مـتأسفانه در این خصوص کار‌ جدی صورت نگرفته‌ است و کلا شاید 31 یا 41 جلد فـهرست کـتاب‌های چـاپ سنگی منتشر شده که آخرین آنها فهرستی‌ از کتاب‌های چاپ سنگی است که خانم مـسعودی در کـتابخانه وزارتـ‌ امور‌ خارجه منتشر کرده‌اند. کتابخانه‌های بزرگ ما مثل کتابخانه ملی و کتابخانه آستان قدس رضـوی کـه حجم قابل توجهی از این منابع در آنها قرار گرفته است،باید اهتمام ویژه‌ای در خـصوص‌ مـعرفی‌ ایـن منابع داشته باشند.با وجود اینکه این آثار فهرست‌نویسی می‌شوند،ولی کیفیت این فهارس خـیلی بـالا نیست و همچنین‌ دسترسی به آنها کمی مشکل است. شیوه چاپی که در‌ قدیم‌ وجـود داشـت کـاغذ را شکننده می‌کرد.شیوهء چاپ سربی و همچنین‌ شیوهء چاپ سنگی(نیز به دلیل وجود مواد شـیمیایی)بـاعث شکنندگی کاغذ می‌شوند.هرچه عمر این منابع یبشتر شو‌ زودتر‌ از‌ بین مـی‌روند،بـنابراین شـیوهء نگهداری‌ منابع‌ قدیمی‌ از مواردی است‌ که باید به آن پرداخته شود.نکتهء دیگر اینکه اگر ایـن مـنابع دیـجیتال‌سازی شود راحت‌تر در دسترس‌ قرار‌ می‌گیرد‌.نمونهء‌ این کار در حال حاضر در کشور افـغانستان‌ انـجام‌ شده و کلیهء کتاب‌های چاپ‌ سنگی و سربی که در کشور افغانستان چاپ شده،به صورت دیجیتال بر روی ایـنترنت قـرار‌ داده‌‌ شده‌ است.البته در هند هم منابع کتابخانهء حیدریه را داریم‌ که بـر روی ایـنترنت است.ما می‌توانیم‌ خیلی راحت‌تر از دیگر کـشورها در ایـن حـوزه‌ها کار کنیم،ولی‌ متأسفانه‌ کار‌ نشده اسـت. خـوشبختانه در حوزهء مطبوعات فعالیت‌های قابل توجهی انجام شده‌،هم‌ از نظر فهرست‌نویسی‌ و چاپ فهارس عـصر قـاجار و هم از نظر بازچاپ روزنامه‌هایی کـه در آن دورانـ‌ بودند‌؛هـمچنین‌‌ در جـهت شـناسایی و آرشیو آنها فعالیت‌های خوبی انجام شـده اسـت که البته‌ سرآغاز‌ این‌ قضایا جناب آقای سید فرید قاسمی هستند کـه بـانک اطلاعاتی بسیار موثقی دربارهء مطبوعات‌ عـصر‌ قاجار‌ و پهلوی دارند.ولی در حـوزهء کـتاب‌های چاپ سربی و سنگی فعالیت‌ها بـسیار کـم‌رنگ و کم‌دقت‌ است‌ و بیشترین‌ کاری که انجام شده خارج از ایران است و این ضعفی اسـت کـه ما‌ در‌ ایران‌ شاهد آن هستیم و بـاید بـه بـهانهء دویست‌ومین سال ورود صـنعت چـاپ،به جبران ضعف‌ها‌ و کـاستی‌هایی‌‌ کـه در این حوزه وجود دارد بپردازیم. دکتر جعفری مذهب:برای کسانی که‌ ممکن‌ است‌ از نخواندن کـتاب‌های خـانم شگلووا متأسف‌ باشند باید عرض کـنم کـه ایشان پنـج کـتاب دارد‌ کـه‌ به ترتیب در سال 5791،9791،9991، 1002 و 2002 چـاپ کردند.مهم‌ترین‌ کتاب‌ او‌ تاریخ چاپ سنگی در سرزمین فارس است که در سال 9791 چاپ شده و چهار کتاب دیـگر‌ او‌ فـهرست‌ کتابخانه‌های مختلف است.خانم شگلووا در دایـرة المـعارف‌ ایـرانیکا سـه مـقاله دربارهء‌ چاپ‌ در ایـران،آسـیای مرکزی و شبه قاره دارد که مطالعه آنها را پیشنهاد می‌کنم.تقریبا حاصل همهء‌ تجربیات‌ ایشان را،منهای بخش فـهرست‌نویسی کـه مـوردنیاز همه‌ نیست،می‌توان در آن‌ سه‌ مقاله پیـدا کـرد. یـکی از شـرکت‌کنندگان: آیـا‌ فـهرستی‌ از‌ کتاب‌های سنگی و سربی سرزمین فارس زبانان در کشورهای خلیج‌ فارس‌‌ وجود دارد؟زیرا در مورد هند اطلاعات زیادی از فهرست‌های سربی و سنگی و کتابخانه‌های این‌ کشور‌ در‌ سایت‌های اینترنتی وجود دارد امّا‌ تا‌ به حال‌ آمار‌ دقـیقی‌ از وضعیت کتاب‌های سنگی و سربی در‌ کشورهای‌ خلیج فارس به صورت رسمی منتشر شده است. غلامی جلیسه:چاپ کتاب‌های‌ فارسی‌ در خارج از کشور موضوع جلسهء‌ بعد ما خواهد بود‌.در‌ خصوص کتاب‌هایی که بـه شـیوه‌ سربی‌ و سنگی در کشورهای خلیج فارس چاپ شدند باید بگویم‌ که در آن زمان‌ شاید‌ برخی از آنها جزئی از‌ ایران‌ بودند‌ و آثار قابل توجهی‌ هم‌ نداشتند.در آن زمان‌‌ شیراز‌ در این خصوص مرکزیت داشت.در کـشور عـربستا کار خوبی انجام شده؛فهرست کلیهء‌ کتاب‌های‌ منتشر شده در عربستان جمع‌آوری شده‌ است‌.در مصر‌ چاپ‌ سنگی‌ دوام زیادی نداشت‌ امّا‌ برخلاف کشور مان ماندگار شـد و چـاپ سربی کنار رفت،امّا چـاپ سـربی حرف اول را می‌زد‌ و همهء‌ کتاب‌های موجود فهرست شدند.در کشو‌ رمغرب‌ دو‌ یا‌ سه‌ جلد فهرست برای‌ کتاب‌های‌ چاپ‌ سنگی منتشر شده که البته تعداد آنها بـه هـزار جلد هم نمی‌رسد.هـمچنین در شـکور‌ الجزایر‌ و عراق‌‌ هم چاپ سنگی آنچنان رونقی نداشت و بیشترین‌ حجم‌ چاپ‌ کتاب‌ به‌ شیوهء‌ سنگی را کشورهای‌ آسیای میانه ایران و هند داشتند.

پیشینه استعمال لفظ انتشارات

state: پیشینه استعمال لفظ انتشارات

smallicon اما پیشینه استعمال لفظ انتشارات به کجا برمیگردد؟ چرا این لفظ مورد استعمال عموم قرار گرفته است و به جای انتشارات از الفاظ دیگری کمک نگرفتند؟ الفاظ دیگری قبل از این برای عنوان انتشارات به کار برده می شده است که پروین در یک مقاله مفصل در سال 1371 به ان اشاره می نماید چاپ در هند،عمل چاپ را«چهاپه»-به معنی«قالب چوبی‌ که بدان نقش بر جامها و جز آن کنند»1-و عامل آن را«چهاپه‌گر»می‌نامیدند.این واژه در زبان فارسی متداول در هند وارد شـد و کتابها و روزنامه‌های فارسی آن سرزمین آن را بکار‌ بردند‌. قدیم‌ترین جایی که این واژه را دیده‌ام،در بخش فارسی روزنامه‌ی کالکوتا کرونیل چاپ کلکته به سال 1787(1201 ق)است.2در این روزنامه و روزنامه‌ها و کتابهای که پس از آن به‌ چاپ‌ رسید واژه‌های«چـهاپه»،«چـهاپه نمودن»،«چهاپه گشتن»و«چهاپه کردن»مکرر دیده میشود.3هندیدان پارسیگو دستگاه و ابزار چاپ را «سامان چهاپه»4و محل آن را«چهاپه‌خانه»5می‌نامیدند.در مسیر طالبی که‌ سفرنامه‌ی‌ یک ایرانی نشوونما یافته و مقیم هند به اروپاسـت،در سـال 1219 ق(1804 م)واژه‌های «چهاپه»6«چهاپه‌گر»7و«چهاپه‌گری»8به کار رفته است. «چهاپه»در افغانستان به صورت«چهاپ»معمول شد و در‌ آن‌ سرزمین‌ چاپخانه را «چهاپ‌خانه»نامیدند.9اما‌ در‌ ایران‌،تلفظ این واژه‌ی هندی تغییر بیشتری پیـدا کـرد و به صورت«چاپ»درآمد10و قبل از هر واژه‌ی هم‌معنای دیگری در آثار‌ اوائل‌ قرن‌ سیزدهم هجری راه یافت.بنابراین،نظر کسانی که‌ معتقدند‌ ابتدا لغت«باسمه‌خانه» بجای چاپخانه مستعمل بوده‌11نادرست است. از قـدیم‌ترین نـمونه‌های کـاربرد واژه‌ی چاپ در صدر قاجاریه‌،سـفرنامه‌ی‌ مـیرزا‌ صـالح شیرازی‌ست.وی در بخشی از سفرنامهء خود که مربوط‌ به سالهای 34-1233 ق است واژه‌های«چاپخانه»12،«چاپ کردن»13و مانند آن را به کار برد.در‌ این‌ کتاب‌ «چاپ زدن»بـه مـعنی چـاپ کردن و عامل چاپ«استاد چاپ‌زن»14‌آمده‌ است.در عـصر نـاصر الدین شاه استاد چاپ‌زن به«چاپچی»تبدیل یافت.15 «چاپ زدن»در‌ بسیاری‌ از‌ دیگر آثار دوره‌ی قاجاریه هم به کار رفته اسـت.16«چـاپ خـوردن‌»17‌و«به‌ چاپ بردن»18نیز در برخی از آثار این دوره دیده شده امـّا خود‌ واژه‌ی‌«چاپ‌»بسیار مورد استفاده بوده است.19باید بیفزایم که در هند، گاهی به جای‌ چهاپه‌«تکثیر کـتاب»را بـه کـار می‌بردند.20 واژه‌ی«چاپ»و دیگر واژه‌های برآمده از‌ آن‌که‌ هنوز‌ گاهی در عصر نـاصری بـه کار میرفت،21پس از یک دوره‌ی طولانی که‌«باسمه‌»و«طبع»و ترکیب‌های واژه جای آن را گرفتند،بار دیگر هم‌زمان با نـهضت مـشروطیت‌ رونـق‌ یافت‌ و اینک در زبان فارسی کاربرد عام دارد. لغت چاپ به نظر نویسنده می تواند جایگزین خوبی برای انتشارات باشد باید توضیح داد که ریشه‌ی لغت«چـاپ»را‌ بـرخی‌«چـاو»یعنی پول کاغذی عصر ایلخانان مغول دانسته‌ان لیکن عقیده‌ی اکثر محققان‌ خلاف‌ این‌ نظر و مـوافق ریـشه‌ی هـندی آن است. باسمه با ورود نخستین دستگاههای چاپ به تبریز‌ مرکز‌ آذربایجان‌-شاید به سبب هـمسایگی ایـن استان با ترکیه‌23-واژه‌ی«باسمه»24‌یا‌«بصمه»برای چاپ،«باسمه کردن»25یا«بـاصمه کـردن»26یـا«بصمه کردن»یا«باسمه‌گری»27‌برای‌ چاپ کردن،«باسمه‌خانه»28و«باصمه‌خانه»و«بصمه‌خانه»29برای چاپخانه و «باسمه‌چی»30بـرای‌ چـاپگر‌ متداول شد.اصل این لغت«بصمه»و آن‌ عبارت‌ بوده‌ است از تصویر ایلخانان مـغول.31در‌ دورهـ‌ی‌ صـفوی نیز به ظاهر برخی از ایرانیان و ارمنیانی که با ترکیه مرتبط بودند‌ با‌ این واژه آشنایی داشـتند.زیـرا‌ کشیش‌ کرملی-آنتز‌ دو‌ سن‌ژوزف‌-در کتاب خود لغت فرنگی و پارسی‌ که‌ به سـال 1081 ق(1670)بـه چـاپ رسیده،زیر عنوان«باصمه‌خانه،کارخانهء بصمجی‌،مطبع‌»فن چاپ را«باصمه»و «بصمه»نامیده‌ است.32 ولی همانگونه‌ کـه‌ یـادآور شـدم،رواج این واژه‌ها‌ همزمان‌ با آغاز نشر فارسی در داخل ایران یعنی اوایل دورهـ‌ی قـاجاریه بوده است‌،چنانکه‌ پیش از انتشار نخستین روزنامهء‌ فارسی‌ چاپ‌ ایران-کاغذ اخبار‌-به‌ عیسی خان نـایب الحـکومه‌ی‌ گیلان‌ دستور رفت که«به تاکیدات حکم شده است که وجه بـرات بـاسمه‌خانه را بدهند‌.33‌من در آثار فارسی هند و افغانستان‌ و آسـیای‌ مـیانه اثـری‌ از‌ کاربرد‌ واژه‌ی«باسمه»نیافتم. مگر‌ در نخستین آثـار چـاپی چاپخانه‌ی آکادمی غازان که در آنها نام چاپخانه «بصمه‌خانهء دار العلوم‌ پادشاهانه‌»34ذکر شده(1832 م/1248 ق)و ایـن‌ شـاید‌ به‌ تأثیر‌ از‌ ترکان بوده اسـت‌.چـاپخانهء‌ غازان بـزودی تـغییر نـام داد و من بدان اشاره خواهم کرد. طـبع درحـالی‌که مردم عادی و اهل فن‌ واژه‌های‌ باسمه‌ و باسمه‌خانه و باسمه‌چی را به کار میبردند،در‌ اواسـط‌ دورهـ‌ی‌ قاجاریه‌ واژه‌ی‌ عربی‌«طبع»و واژه‌های بـرآمدهء از آن در میان دانش آموختگان ایـران مـتداول شد. این واژه‌ها را نخست اعـراب بـه کار بردند و ترکان از آن تقلید کردند.پس از‌ آن نوبت به ایرانیان و هندیان و اروپائیانی که به نـشر کـتاب فارسی و عربی و ترکی می‌پرداختند رسـید.نـخستین جـائی که در زبان فـارسی واژهـ‌ی«طبع»را دیده‌ام لغت فـرنگی و پارسـی است که‌ از‌ آن سخن رفت و به سال 1081 ق(1670)چاپ شده است. پس از آن مسیر طالبی تالیف شده در 1219 قـ‌35و بـعد به ترتیب روزنامهء جام جهان‌نما36و پایـان‌ کـتاب‌ گلشن عـطارد37و از آن پس بـسیاری جـاهای دیگر.38 در پی ورود واژه‌ی«طبع»بـه آثار ایرانیان و فارسی‌نویسان،به سرعت دیگر واژه‌های‌ برآمده‌ از آن نیز به کار‌ رفت‌ و جا افتاد:«انـطباع»بـرای چاپ،39وزارت انطباعات برای مؤسسه‌ی ناظر بـر کـار چـاپخانه‌ها و انـتشار روزنـامه و«مطبع»و«مطبعه» و«دار الطـباع»و«دار الطـباعه»جهت چاپخانه‌ به‌ کار رفت.«مطبع»و«مطبعه‌»را‌ نخست در کتابهای فارسی چاپ کلکته دیده‌ام:«مطبع صاحبان کـمیت»در سـال 1827 م (1243 ق)خـلاصه‌ی سیر المتأخرین را چاپ کرد و«مطبع صاحبان مـدارس»سـال بـعد لیـلاوتی را انـتشار داد و پسـ‌ از‌ آن به سرعت مطبع و مطبعه جانشین«چهاپه‌خانه»شد و حتی بسیاری از چاپخانه‌ها-که به کار انتشار کتاب فارسی می‌پرداختند-«طبع»را وارد نام خود کردند:عزیز المطابع،فخر المطابع و مانند‌ آنـ‌. در طلیعهء‌ کاغذ اخبار نخستین روزنامه‌ی فارسی ایران«دار الطباعه»آمده است.40از سال 1272 ق یکی دو چاپخانه‌ی‌ تهران نیز خود را«مطبع»نامیدند.شاید نخستین آنها دار الطباعهء‌ دولتی‌ باشد‌ که در سال یاد شده براهین العـجم را بـا این عنوان چاپ کرد،ولی چنانکه خواهیم گفت ‌‌تغییر‌ عنوان داد.پس از آن-به ظاهر-«مطبع عبد الکریم»است که طوفان‌ البکاء‌ و دو‌ کتاب دیگر را در 1275 ق انتشار داد.«دار الطباعه»را هم «دار الطباعهء دولتی»به‌ کار میبرد و هـم چـاپخانه‌های خصوصی معدودی همچون «دار الطباعهء محمد باقر طهرانی»از‌ سال 1273 ق به بعد‌.چاپخانه‌ی‌ فارسی در هند و دیگر کشورها نیافته‌ام که«دار الطباعه»را پیش از نام خود بیاورد. در خـارج از ایـران،برخی عنوانها-سوای مطبع و مـطبعه-بـه جای چاپخانه به کار برده‌اند که‌ جالب است:در لندن«مطبع‌خانهء رچارد واطلس»در سال 1824 زبور داود را چاپ کرد.«طبعخانهء آکادمیهء سنیهء امپراطوریه»در شهر سن‌پطرزبورگ کتابهای بـسیاری را بـه فارسی در نیمهء قرن نـوزدهم‌ انـتشار‌ داد. هنوز هم واژه‌های«طبع»و«مطبعه»در آثار معاصران ما یافت می‌شود ولی در فارسی افغانستان و تاجیکستان این واژه‌ها بیش از چاپ و چاپخانه-که در ایران جای آنها را گرفته‌-کاربرد‌ دارد. کارخانه واژه‌ی«کارخانه»در بسیاری از آثار دورهـ‌ی قـاجاریه چاپخانه نیز اطلاق شده است.این واژه ویژه‌ی چاپخانه سنگی بود و برخی از چاپخانه‌های سنگی را حتی تا جنگ‌ جهانی‌ اول«کارخانه»می‌نامیده‌اند.از آن جمله است یکی از چاپخانه‌های کهن به نام«کارخانهء سید مرتضی»کـه در سـال 1332 ق آداب السلوک للرعـیة و الملوک را چاپ کرد. قدیم‌ترین جائی‌ که‌ از‌«کارخانه»یاد شده،کتاب لغت‌ فرنگی‌ و پارسی‌ست‌ که در آن شرحی درباره‌ی چـاپخانه زیر عنوان«کارخانه بصمجی»آمده است.41پس از آن، ردپای«کارخانه»را نیز مانند‌«چاپخانه‌»بـاید‌ در هـند جـست‌وجو کرد.از جمله روزنامه‌ی کالکوتا‌ کرونیکل‌ چپ کلکته در 1202 قمری.42میرزا ابو طالب خان هم در مسیر طالبی از«کارخانهء طـبع»‌ ‌سـخن به‌ میان‌ آورده‌‌43است.همان زمان،در تحفة العالم شوشتری این واژه‌ به کـار رفـت‌44روزنـامه‌ی جام جهان‌نما چاپ کلکته نیز از قدیم‌ترین منابع در مورد«کارخانه»است.45‌ میرزا‌ صالح‌ شیرازی در سفرنامه‌ی خـود از«کارخانه»چاپ یاد کرده‌46و در‌ سفرنامه‌ی‌ رضاقلی میرزا47،یک سند از دوره‌ی ناصر الدین شـاه‌48و در المآثر و الآثار اعتماد السـلطنه‌‌49‌ایـن‌ واژه آمده است. در روزنامه‌های دولتی عصر ناصر الدین شاه نیز«کارخانه‌»به‌ معنای‌ چاپخانه دیده می‌شود50در این روزنامه‌ها و برخی از کتابهای آن عصر واژه‌ی«کارخانه‌»اغلب‌ پیش‌ از واژه‌هائی همچون«طبع»و«باسمه»قرار گرفته اسـت.گاهی هم تنها به ذکر «کارخانه‌»-بی‌آنکه‌ واژه‌های یاد شده در پی آن بیاید-بسنده می‌شد و این بیشتر ویژه‌ی اهل‌ حرفه‌ای‌ چاپ‌ بود.51با این وصف،در آثار دیگران هم کاربرد«کارخانه» به تنهایی دیـده‌ شـده‌ است‌52 تافتن و تافتخانه می نمیدانم از کی و کجا کاربرد فعل«تافتن»به‌ جای‌«چاپ‌ کردن»و «تافتخانه»به جای«چاپخانه آغاز شده است؟قدیم‌ترین جاهائی که این واژه‌ها را دیده‌ام سالهای نخست‌ روزنامه‌ی‌ حکمت چـاپ قـاهره(از چهاردهم جمادی الآخر 1410 به بعد)و فرهنگ ناظم‌ الاطباء‌ نفیسی‌ معروف به فرنودسار است.این واژه‌ها جا نیافتاد و حتی میرزا محمد مهدی تبریزی مدیر حکمت‌ در‌ سالهای‌ آخر انتشار روزنامه‌اش«مـطلبعه» را جـایگزین«تافتخانه»ساخت. از اینکه در دهه‌های‌ نخستین‌ ورود چاپ به ایران چه واژه‌ها و اصطلاح‌هائی در فن و حرفه‌ی چاپ معمول بوده است،آگاهیهای ما‌ در‌ حال حاضر بسیار اندک است. واژه‌های فرنگی«طیپو گرافی»53و«گـراور»54‌مـصرف‌ انـدکی داشت.در کار چاپ سربی،«حـروفچین‌»را‌ بـه‌ مـعنای امروزی آن به کار می‌بردند.55‌دستگاه‌ یا ماشین چاپ را «چرخ»می‌گفتند56و کارگران چاپخانه‌ی سنگی عبارت بودند از‌«ورق‌زن‌»و «ورق‌انداز»و«چرخ‌کش»و«نوردتاب».57تردید‌ نـدارم‌ کـه بـا‌ جست‌وجوی‌ بیشتر‌ در آثار دوره‌ی قاجار و چند سالی‌ پسـ‌ از آن مـی‌توان بر واژه‌های دیگری که در صنعت چاپ به کار‌ می‌رفته‌ است دست یافت. (1).«و این در اصل‌ لغت هندی است.بجیم‌ مـخلوط‌ الهـا،و سـید حسین خالص...[گفته‌ است‌]‌: اگر ز وصل تو نقشم به کـام ننشیند ز بوسه چاپه کنم اطلس فرنگ تو‌ را‌ آنندراج،ذیل«چاپه». دور نیست‌ که‌ این‌ واژه به‌طور مستقیم‌-و بدون‌ ارتباط بـا«چـاو»-از‌ چـینی‌ وارد هندی شده باشد.چنان که ادوارد بالفور نیز در دائرة المعارف هند آن‌ را‌ لغـتی هـندی ولی مأخوذ از CHOP‌ چینی‌ به معنای‌ مهر‌ جواز‌ دانسته است

منبع: مقاله کهنترین واژگان چاپ و انتشارات در زبان فارسی

چند کتاب در ایران منتشر شده

state: چند کتاب در ایران منتشر شده

smallicon اما تا کنون چند کتاب در ایران منتشر شده است؟ وکدام انتشارات متصدی آن بوده است؟ و این تعداد چگونه قابل ارزیابی است؟ برای یافتن پاسخ این سوال که چه تعداد کتاب در ایران منتشر شده می بایست به کتابخانه ملی مراجعه نمود هرچند کتابخانه های دیگری مثل کتابخانه مرعشی نیز خود یک منبع مجزا برای لیست کتابها محسوب می شود ولی می توان با دیدن تعداد کتابهایی که در کتابخانه ملی موجود است تا حدودی حداقل کتابهای چاپ شده در ایران را ارزیابی نمود. متاسفانه در سایت کتابخانه ملی هیچ اماری برای تعداد اثاری که در آن موجود است ارایه نمیشود و فقط یک سری امار بی سرو ته مثل بقیه امارهایی که در ایران داده میشود قابل دست یافتن است که آن نیز چندان قابل اتکا نیست ضمن اینکه امار دقیقی از انتشارات موجود نیز خبری نیست و معلوم نیست این تعداد کتاب توسط چند انتشارات به چاپ و پخش رسیده است در خبرگزاری مهر آمده است که به گفته معاون کتابخانه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، تعداد منابع کتابی این سازمان بالغ بر ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار جلد و تعداد نسخ خطی آن هم بالغ بر ۳۷ هزار نسخه است. در ویکی پدیا نیز تعداد منابع کتابخانه ملی اینگونه دسته بندی شده اند: تعداد منابع براساس آمار اعلام شده توسط معاونت کتابخانه ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی در سال ۱۳۸۸ منابع کتابخانه ملی ایران به شرح زیر است: یک میلیون و ۸۶۱ هزار و پانصد جلد منابع کتابی یک میلیون ماده از ۷۰ نوع منابع غیر کتابی از جمله عکس و پایان‌نامه چهار میلیون شماره نشریه در ۱۴۰ هزار و ۶۱۹ مجلد که از این تعداد، ۲۴ هزار و ۹۹۷ جلد انواع نشریات لاتین و عربی است. صد و پنج هزار جلد منابع کودک و نوجوان که تعداد ۱۱۶۳ نسخه منابع سمعی و بصری مختص کودکان از جمله آن‌ها است. شانزده هزار عنوان کتاب گویا برای نابینایان که شامل نوار کاست و لوح فشرده و حدود هزار عنوان کتاب بریل و ۷۷۵ جلد نشریه برای استفاده نابینایان و کم بینایان پنجاه و پنج هزار جلد کتاب قدیمی که از این تعداد ۲۸ هزار و ۱۵۸ نسخه خطی و بیش از ۲۶ هزار نسخه چاپ سنگی و چاپ سربی قدیمی است. شصت هزار جلد کتاب و ۲۳۰۰ عنوان پایان‌نامه و۶۰۰۰ جلد نشریه در بخش ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی موجود است؛ که در مجموع بیش از هفت میلیون آیتم کتابداری در آن نگهداری می‌شود.[۳][۴] کتابخانه دارای ۱۴ تالارهای با ۱۵ میلیون آیتم کتابداری است[۲] و قدیمی‌ترین نسخهٔ خطی این کتابخانه فرهنگ لغت‌الاخلاص از عربی به فارسی است.[۲] منابع موجود در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در سه مجموعه کلان «کتابخانه ملی»، «آرشیو ملی» و «دیجیتال» جای دارند. طبق لیستی که کتابخانه ملی برای سال 1397 منتشر کرده است، تعداد کتابها در تالار های عمومی و تخصصی بالغ بر 3 میلیون عدد کتاب می باشد این در حالی است که کتابخانه ملی بریتانیا بالغ بر 14 میلیون کتاب دارد کتابخانه کنگره امریکا بالغ بر 134 میلیون کتاب دارد کتابخانه اسپانیا 15 میلون کتاب دارد و... بد نیست آمارهای کتابخانه های ملی دنیا رو با امار تعداد کتاب موجود در کتابخانه ملی ایران مقایسه کنید کتابخانه ملی ایران همتراز کشورهای کوچک اروپایی مثل فنلاند می باشد و به هیچ وجه با کشورهای بزرگ دنیا قابل مقایسه نیست. به هیچ وجه این در حالی است که از کتابخانه ملی ایران فقط دانشجویان دکترا می توانند استفاده کنند. یعنی در ایران 3 میلیون کتاب چاپ شده است که ان هم تنها برای استفاده عده خاصی است و تعداد کتابهایی که در دسترس عموم مردم قرار میگیرد بسیار محدود می باشد و هر چند نمیتوان عدد مشخصی برای ان در نظر گرفت ولی شاید این عدد به 100 هزار کتاب هم نرسد. کتابهایی که کتابخانه های عمومی قابل دسترسی است یا در گیشه ها و مغازه های کتاب فروشی به صورت دستی به فروش میرسد به نظر نویسنده ایران در علم و دانش بسیار بسیار بسیار پور و فقیر می باشد و فقط توهم دولتمردان است که گمان می کنند ایران در علم سرامد کشورهای دنیاست ایران به هیچ وجه در علم و دانش و در پیشرفت علمی قابل مقایسه با کشورهای پیشرفته و یا در حال پیشرفت در دنیا نیست علت این امر نیز تلاش دولتمردان کنونی ایران برای بسته نگه داشتن ذهن مردم و همچنین اهمیت دادن به زبان عربی به عنوان زبان دوم به جای زبان انگلیسی است. علم در دنیا به زبان انگلیسی پیشرفت کرده و منتشر می شود و اعراب صرفا به تکرار روایات و احادیث و جملات بزرگان قدیمی بها می دهند و این امر می تواند به خوبی تفاوت امر را اشکار نماید بی اهمیتی مردم به کتاب خواندن نیز از دیگر دلایل این مساله باشد . مردم ایران کتاب نمی خوانند و شاید تندخوانی می توانست به آنها کمک شایانی برای بیشتر کتاب خواندن بنماید اما انها تند نمیخوانند و به همین جهت اساسا کتاب نمی خوانند از طرفی. در حالی که هر فرد باید تجربه عمر خود را در قالب یک کتاب منتشر کند تا برای ایندگان درس قرار بگیرد، در ایران به این مساله اهمیت داده نمیشود تکرار علوم گذشتگان یا توضیح آنچه تا کنون نمی دانستید

صفحه آمار کتابخانه ملی

تعداد انتشارات در ایران

state: تعداد انتشارات در ایران

smallicon اما تعداد انتشارات در ایران چند عدد است و چه تعداد ناشر در حال حاضر مشغول به فعالیت می باشند؟ طبق امار خانه کتاب که لیست ناشران و منابع چاپی در اختیار آنها قرار میگیرد، این تعداد حدود 13 هزار ناشر در سراسر ایران می باشد. تعداد کتابها و کتابفروشان نیز در لیست اماری خانه کتاب موجود است ولی استخراج تعداد کل در حال حاضر از وب سایت خانه کتاب امکان پذیر نیست و مشخص نیست که چند کتاب از سال 57 تا کنون چاپ شده است. به هر حال تعداد ناشران در ایران که وزارت ارشاد در جمهوری اسلامی مجوز گرفتهاند حدود 30 هزار عدد تخمین یده میشود

خانه کتاب

تاریخ انتشار اولین تمبر ایرانی

state: تاریخ انتشار اولین تمبر ایرانی

smallicon اولين تمبر در کجا انتشار یافته است؟ محل انتشارات اولین تمبر پست تا آنجا که تحقیقات و بررسیهای علاقمندان نشان می‌دهد انگلستان بوده است. این نمبر در زمان ملکه ویکتوریا انتشار یافته و مدیر پست وقت سررو لاند هيل بوده است. داستان انتشار این تمبر بسیاری شنیدنی است؛ در ایام قدیم هزینه حمل نامه را گیرنده می‌پرداخت. روزی سررولاند، هیل مدیر پست ملکه ویکتوریا سرگرم مسافرتی در شمال اسکاتلند بود وی در محلی مشاهده کرد که جر و بحثی بین یک دختر جوان و نامه رسانی که حامل نامه‌ای از لندن برای او بود در گرفته است دختر جوان مدعی بود که پولی برای پرداخت حق الزحمه نامه رسان ندارد و بدنبال مداخله مدیر پست دختر جوان توضیح داد که چهار سالست او مرتب از نامزد خود که مقیم لندن است نامه دریافت می‌دارد ولی این بار پولی برای دریافت نامه ندارد از این تاریخ تحولی در سیستم پستي انگلستان بوجود آمد بدین معنی که من بعد باید هزینه ارسال نامه را فرستنده پرداخت کند و این پرداخت بوسیله الصاق تمبری بروی نامه انجام خواهد گرفت و بدین ترتیب تمبر و بوجود آمد. در فرانسه او لین تمبر در ۱۸4۸ در زمان اتین آراگومدير پست انتشار یافت ، طرح قانون مربوط يا ایجاد تمبر ۳۰ اوت 1848 ۱۸۶ تدوین و به تصویب رسید. بعد از روی کار آمدن ناپلئون سوم آرا کو استعفا کرد گرانترین تمبر دنیا تمبری است که در گویان انگلیسی انتشار یافته و تعداد آن منحصر بفرد است. صاحب فعلی آن یكنفر آمریکایی است. این تمبر علاوه از خصوصیات ویژه‌ای که دارد از لحاظ وزن نیز گرانترین کالای دنیا است بدین معنی که قیمت آن از گرانترین فلزات هم وزن خود ( طلا - پلاتین. الماسی) بیشتر است . گردآوری تمبر از بهترین و سالم ترین سرگرمی و تفریحات مردم جهان است . تمبر سرمایه ایست که هیچگاه ضرر وزیان ندارد. امروز مليونها مردم جهان اوقات بیکاری خود را در راه جمع آوری تمبر و تنظیم آن صرف میکنند . در جهان باشگاههای مختلفه ای وجود دارد که اعضاء آنرا تمبربازان سراسر جهان از نژادها ، ملیت های گوناگون تشکیل می‌دهند کافی است با ارسال چند مدد تمبر و آدرس خود عضو باشگاه شد و باشگاه وسیله ای است که علاقمندان تمبر سراسر جهان را به هم مربوط نموده واعضاء باشگاه میتوانند در اقصی نقاط جهان با هم مکاتبه نموده و تمبرهای دلخواه خودرا مبادله نمایند . -گرد آوری تمبر انسان را به تاریخ ، حوادث گوناگون اوضاع و احوال اقتصادی ، روزهای تاریخی ملل جهان آشنا می‌نماید مكتب تمبر شناسی، مکتب دانش و علوم و تاریخ جهان دیروز و امروز و فردا است.